حقانیت شیعه و رد شبهات

حقانیت شیعه و رد شبهات

ابراهیم بن شیبة الایرانی

* به علت کمبود وقت از ترجمه ی متون درخواستی جدا معذوریم

* شبهات و سوالات علمی خود را در قسمت نظرات ارسال کنید تا در صف سوالات قرار گرفته و به آن پاسخ داده شود (به سؤالات تکراری به هیچ وجه پاسخ داده نمی شود)

* برای دسترسی آسان به موضوعات مورد نظرتان، از قسمت " طبقه بندی موضوعی " استفاده کنید

* در صورت خرابی و یا لود نشدن تصاویر به ما اطلاع دهید

* نقل و درج مطالب موجود در وبلاگ به نام شخص یا مؤسسه ای خاص در هر تارنمای اینترنتی و غیر از آن شرعا حرام می باشد (نقل همراه با ذکر منبع یا بدون اشاره به شخص و مؤسسه ای خاص جایز می باشد)

طبقه بندي موضوعي
آخرين مطالب
پربيننده ترين مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرين نظرات
  • ۱۰ آذر ۹۷، ۱۴:۰۴ - نگار جهانشاهی
    عالی

پاسخ شهید مطهری (رض) به کسانی که صحبت از مساله ی امامت و حوادث ناگوار صدر اسلام در عصر حاضر را نادرست می دانند

گاهی مشاهده می شود افرادی که در میان آن ها شخصیت های سرشناسی [1] نیز به چشم می خورند، با طرح مباحثی چون امامت و حوادث صدر اسلام به بهانه ی بی نتیجه بودن و بی فایده بودن و ناگوار بودن آن در عصر حاضر مقابله می کنند.

شهید مطهری (رض) به این گروه پاسخ جالبی داده که ما آن را در این یادداشت نقل می کنیم.

[طرح بحث امامت ممکن است انتقاداتی را در ذهن خوانندگان پدید آورد. در اینجا ما ضمن طرح این انتقادات نظر خود را درباره آنها بیان می کنیم. انتقاد اساسی در این باب دو چیز است:]

1. هر ملتی همواره سعی می کند زیبایی های تاریخ خویش را بیرون بکشد و ارائه دهد و حتی الامکان روی زشتی های تاریخ خود را می پوشاند. حوادث غرور آمیز تاریخ یک آیین و یا یک مسلک نشانه ای از اصالت و حقانیت آن تلقی می شود و رغبت ها را بدان می افزاید، و اما حوادث نامطلوب تاریخ آن، سبب تردید در اصالت آن می گردد و نشانه ای از ضعف نیروی خلاقه آن تلقی می شود. بحث در خلافت و امامت و حوادث ناگوار صدر اسلام و تکرار زیاد آن جریان های نامطلوب – مخصوصاً در عصر حاضر که نسل جدید از نظر دینی دچار بحران روحی است- از ایمان و شور و علاقه آنها به اسلام می کاهد. در گذشته ممکن بود که این بحث ها اثر مطلوب داشته باشد و توجهات را از یک شاخه اسلامی به سوی شاخه دیگر آن معطوف سازد، ولی در عصر حاضر بازگو کردن و ارائه دادن آنها افکار را نسبت به اصل و ریشه سست و متزلزل می کند. چرا دیگران همواره در صدد کتمان زشتی های تاریخ خویش می باشند و ما مسلمانان بر عکس همه سعی مان این است که آنها را بازگو کنیم و احیاناً بزرگتر از آنچه بوده جلوه دهیم؟!

ما با نظر بالا نمی توانیم موافق باشیم. تصدیق می کنیم که اگر نقد تاریخ تنها به صورت بازگو کردن و منعکس کردن حوادث نامطلوب آن باشد اثرش همان است که در بالا گفته شد، ولی از آن طرف اگر تنها به ترسیم حوادث غرورآمیز قناعت شود و روی حوادث نامطلوب پوشیده شود دیگر نقد تاریخ نیست، تحریف تاریخ است.

اساساً کدام تاریخ است که از حوادث زشت و نامطلوب مبّرا باشد؟ تاریخ هر قومی و اساساً تاریخ بشریت مجموعه ای است از زشتی ها و زیبایی ها و جز این نمی تواند باشد. خداوند هیچ قوم و ملتی را به سیرت فرشتگان منزّه از گناه نیافریده است تفاوت تاریخ ملل و اقوام و کیشها و آیین ها از نظر زیبایی و زشتی در این نیست که یکی سراسر زیبایی است و دیگری سراسر زشتی، بلکه در نسبت میان زیبایی ها و زشتی هاست.

قرآن کریم این حقیقت را که بشر مجموعه ای است از زشتی و زیبایی، به صورت لطیفی بیان کرده است . خلاصه اش این است که خداوند به فرشتگان اعلام می کند که می خواهم «جانشین»(آدم) بیافرینم. فرشتگان که تنها تیرگیهای وجود این موجود را می شناختند با تعجب حکمت این کار را خواستار شدند. در پاسخ آن ها گفته شد من در وجود این موجود چیزها از روشنی و زیبایی سراغ دارم که شما نمی دانید.[1]

اگر نسبت را در نظر بگیریم، تاریخ اسلام از نظر وفور زیبایی ها و جلوه های انسانی و ایمانی بی نظیر است. این تاریخ مملّو است از حماسه، گرانبار است از زیبایی و درخشندگی، لبریز است از تجلّیات انسانی. وجود لکه هایی چند، از زیبایی و جمال و شکوه و جلال آن نمی کاهد.

هیچ ملتی نمی تواند ادعا کند که زیبایی های تاریخش بیش از اسلام است و یا زشتی های تاریخ اسلام بیش از زشتی های تاریخ آنهاست.

مردی یهودی برای اینکه امیر المومنین علی (ع) را به حوادث نامطلوبی که در صدر اسلام بر سر خلافت در میان مسلمین رخ داد سرکوفت دهد، گفت:«ما دَفَنتُم نَبِیَّکُم حَتَی اختَلَفتُم فیهِ» هنوز پیامبرتان را دفن نکرده بودید که درباره اش اختلاف کردید. و چه زیبا پاسخ گفت علی! فرمود: اِنَّما اختَلَفنا عَنهُ لا فیهِ وَ لکِنَّکُم ما جَفَّت اَرجُلُکُم مِنَ البَحرِ حَتی قُلتُم لِنَبیِّکُمُ اجعَل لَنا الهاً کَما لَهُم آلِهَهٌ فَقالَ اِنَّکُم قَومٌ تَجهَلونَ. تو اشتباه می کنی. ما درباره خود پیامبرمان اختلاف نکردیم، اختلاف ما درباره دستوری بود که از پیامبر ما رسیده است که آیا چنین است یا چنان. اما شما هنوز پایتان از دریا خشک نشده بود که به پیامبر خود گفتید: برای ما مانند این بت پرستان بتی بساز، و پیامبرتان گفت: همانا شما قومی هستید که نادانی می کنید.

یعنی اختلاف ما با قبول توحید و نبوت بود. اختلاف ما این شکل را داشت که آیا آن که به حکم اسلام و قرآن باید جانشین پیامبر شود شخص معین و پیش بینی شده است و یا شخصی که خود مردم او را به عنوان جانشینی انتخاب و تعیین می کنند؟ اما شما یهودیان در حال حیات پیامبرتان مطلبی را پیش کشیدید که از ریشه ضد با دین شما و تعلیمات پیامبر شما بود.

گذشته از این ها فرضاً در موارد عادی چشم پوشی از زشتی های تاریخ روا باشد، در مواردی که با متن اسلام و اساسی ترین مسئله اسلام یعنی مسئله رهبری مربوط است و سرنوشت جامعه اسلامی وابسته به آن است چگونه رواست؟

چشم پوشی و اغماض از چنین مسئله ای در حکم اغماض و چشم پوشی از سعادت مسلمین است.

به علاوه اگر در پیشگاه تاریخ، حقوقی پایمال شده باشد – خصوصاً اگر صاحبان آن حقوق با فضیلت ترین افراد امت باشند- چشم پوشی از بیان حقایق تاریخ را جز همکاری زبان و قلم با شمشیر ستم نامی نمی توان نهاد.

مطهری،مرتضی (متوفای 1358 ش)، امامت و رهبری،صص 11 - 14، ناشر: صدرا، نوبت چاپ: بیست و هفتم.

[1] یکی از این افراد حجة الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی می باشد که در سخنرانی اختتامیه ی کنفرانس اسلامی می گوید:

«اینکه چه کسی اولین خلیفه بوده یا نبوده، مسئله تاریخی است که هیچ سودی برای ما ندارد و نتیجه‌ای از آن نخواهیم گرفت.»

https://taghrib.urd.ac.ir/fa/cont/41

نظرات (۰)

هيچ نظري هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Flag Counter