حقانیت شیعه و رد شبهات

حقانیت شیعه و رد شبهات

ابراهیم بن شیبة الایرانی

* به علت کمبود وقت از ترجمه ی متون درخواستی جدا معذوریم

* شبهات و سوالات علمی خود را در قسمت نظرات ارسال کنید تا در صف سوالات قرار گرفته و به آن پاسخ داده شود (به سؤالات تکراری به هیچ وجه پاسخ داده نمی شود)

* برای دسترسی آسان به موضوعات مورد نظرتان، از قسمت " طبقه بندی موضوعی " استفاده کنید

* در صورت خرابی و یا لود نشدن تصاویر به ما اطلاع دهید

* نقل و درج مطالب موجود در وبلاگ به نام شخص یا مؤسسه ای خاص در هر تارنمای اینترنتی و غیر از آن شرعا حرام می باشد (نقل همراه با ذکر منبع یا بدون اشاره به شخص و مؤسسه ای خاص جایز می باشد)

طبقه بندي موضوعي
آخرين مطالب
پربيننده ترين مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرين نظرات
  • ۶ دی ۹۷، ۰۰:۰۸ - یا علی
    عالی

خیانت ها و تاریخ نگاری مغرضانه ی طبری (صاحب تاریخ مشهور) به اعتراف خود او !


مشهورترین و پر مراجعه ترین کتاب تاریخ اسلام را می توان تاریخ طبری دانست که متاسفانه همواره مورد استناد طیف های مختلف قرار گرفته و می گیرد.این در حالی است که این کتاب تاریخی پر از جعلیات و مطالب خلاف واقع و جانبدارانه می باشد تا جایی که می توان آن را از محبوب ترین کتاب های مورد استناد کفار و منافقانِ اسلام ستیز در راستای تضعیف اسلام دانست گرچه این کتاب، یک کتاب سُنّی می باشد و نه شیعی و هیچ اعتباری ابتدا به ساکن در نزد امامیه نداشته و ندارد و بدون آن به مکتب اهل بیت علیهم السلام هیچ خدشه ای وارد نمی شود.

نکته ی مهم تر آن است که میزان جانبداری و مطالب مغرضانه و کتمان حقائق تاریخ در این کتاب به قدری زیاد است که حتی خود طبری به عنوان گردآورنده ی مطالب این کتاب در برخی موارد به خیانت هایش در نقل تاریخ اعتراف کرده است! با یکدیگر به برخی از نمونه ها نگاهی می اندازیم.

وفی هَذِهِ السنة- أعنی سنة ثَلاثِینَ- کَانَ مَا ذکر من أمر أبی ذر ومعاویة، وإشخاص مُعَاوِیَة إِیَّاهُ من الشام إِلَى الْمَدِینَةِ، وَقَدْ ذکر فِی سبب إشخاصه إِیَّاهُ منها إِلَیْهَا أمور کثیرة، کرهت ذکر أکثرها.


الطبری، أبو جعفر محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب (المتوفی310)،ج4، ص 283، تاریخ الطبری، ناشر: دار المعارف، الطبعة : الثانیة، 1387 هـ - 1967 م.


و در این سال - یعنی سال سی ام - اتفاقات بین ابوذر و معاویه و تبعید ابوذر از شام رخ داد و در مورد علت تبعید ابوذر موارد زیادی نقل شده است که من خوش نداشتم آن را ذکر کنم.

وَأَمَّا الْوَاقِدِیُّ فَإِنَّهُ ذَکَرَ فِی سَبَبِ مَسِیرِ الْمِصْرِیِّینَ إِلَى عُثْمَانَ وَنُزُولِهِمْ ذَا خَشَبٍ أُمُورًا کَثِیرَةً، مِنْهَا مَا قَدْ تقدم ذکریه، وَمِنْهَا مَا أَعْرَضْتُ عَنْ ذِکْرِهِ کَرَاهَةً مِنِّی لِبَشَاعَتِهِ.


الطبری، أبو جعفر محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب (المتوفی310)،ج4، ص 356، تاریخ الطبری، ناشر: دار المعارف، الطبعة : الثانیة، 1387 هـ - 1967 م.


اما واقدی در مورد راه افتادن اهل مصر به سمت عثمان و بت خشم و غضب آمدنشان به سوی او موارد زیادی را ذکر کرده است و که به برخی از آن ها اشاره شد و من به دلیل زشتی برخی از آن ها از نقلش خودداری کردم.

ذکر الخبر عن قتل عثمان رضى الله عنه
وَفِی هَذِهِ السَّنَةِ قُتِلَ عُثْمَانُ بْن عَفَّانَ رَضِیَ اللَّه عَنْهُ.
ذکر الخبر عن قتله وکیف قتل:
قَالَ أَبُو جَعْفَر رحمه اللَّه: قَدْ ذکرنا کثیرا من الأسباب الَّتِی ذکر قاتلوه أَنَّهُمْ جعلوها ذریعة إِلَى قتله، فأعرضنا عن ذکر کثیر منها لعلل دعت إِلَى الإعراض عنها ...


الطبری، أبو جعفر محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب (المتوفی310)،ج4، ص 365، تاریخ الطبری، ناشر: دار المعارف، الطبعة : الثانیة، 1387 هـ - 1967 م.


نقل خبر قتل عثمان
در این سال عثمان بن عفان کشته شد.
نقل خبر قتل عثمان و چگونگی آن :
طبری می گوید : بسیاری از دلایلی که قاتلان عثمان آن را گفته اند و وسیله ای برای قتلش قرار داده اند را ذکر کردیم و از نقل بسیاری از آن ها به دلایلی که موجب روی گرداندن از آن می شود خودداری کردیم ...

نکته: توجه داشته باشید که صحابه قاتلان اصلی عثمان بودند و همچنین بسیاری به نابرابری های اجتماعی و ثروت اندوزی عثمان بن عفان و اطرافیانش معترض بودند و این چنین است که طبری از ذکر تمامی ادله ای که قاتلان عثمان بدان استناد کرده اند روی گردانده است!

وذکر هِشَام، عن أبی مخنف، قَالَ: وَحَدَّثَنِی یَزِید بن ظبیان الهمدانی، أن مُحَمَّد بن أبی بکر کتب إِلَى مُعَاوِیَةَ بن أَبِی سُفْیَانَ لما ولی، فذکر مکاتبات جرت بینهما کرهت ذکرها لما فِیهِ مما لا یحتمل سماعها العامة.


الطبری، أبو جعفر محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب (المتوفی310)،ج4، ص 557، تاریخ الطبری، ناشر: دار المعارف، الطبعة : الثانیة، 1387 هـ - 1967 م.


هشام از ابی مخنف نقل کرده است که وی می گوید : یزید بن ظبیان همدانی برایم نقل کرد که محمد بن ابی بکر زمانی که معاویه به قدرت رسید برای او نامه نوشت.به همین دلیل ابومخنف مکاتباتی که بین آن دو صورت گرفته را نقل کرده است که من (طبری) به دلیل آن که عامه ی مردم شنیدن آن را تاب نمی آوردند خوش نداشتم آن ها را نقل کنم.

با وجود چنین اعترافات صریحی از جانب طبری آیا می توان به وی در نقل تاریخ اعتماد تمام و کمال کرد و از خلال نقلیات او به حق و حقیقت رسید ؟!

مطلب مرتبط :

نظر علماء و محققین شیعه ی امامیه در مورد کتاب تاریخ طبری و مؤلف آن

نظرات (۳)

سلام علیکم
اگر قرار باشد هر چیزی را که اسلام ستیز ها از آن سوء استفاده می کنند را کلا زیر سوال ببریم باید قرآن را هم زیر سوال ببریم زیرا آنها از طریق قرآن هم شبهه افکنی می کنند.
طبری به هر حال سنی بوده و طبیعی است که در تاریخ نگاری جهت گیری هایی داشته باشد و معصوم هم نبوده و ممکن است اشتباهاتی هم کرده باشد اما اینکه بخواهیم به خاطر چند اشتباه یا چند جایی که مطابق میل ما نبوده اورا مغرض و خیانتکار بدانیم کاملا بر خلاف انصاف است. طبری محب اهل بیت بوده است تا جایی که حتی اورا به رافضی گری و تشیع متهم کرده اند و در همین راه ظلم های بسیاری از سوی ناصبی ها به او شد . او دو جلد کتاب در طرق حدیث غدیر و فضایل امام علی علیه السلام نوشته که نجاشی از آن یاد کرده است. حتی نظریات فقهی او هم نزدیک به فقه شیعه بوده است.
پاسخ:
وعلیکم السلام.

اولا: به کلام ما در مطلب مرتبط (کلیک کنید) دقت نکردید که این چنین نوشته ایم:

البته نبایستی از مطلب ما اینگونه تلقی شود که تمام تاریخ طبری بی اعتبار و جعلی است.بلکه مطالبی در این کتاب وجود دارد که پس از بررسی دقیق می توان بدان اعتماد کرد اما به صورت کلی این کتاب مورد تایید علمای امامیه نبوده و با دیده ی بی اعتمادی بدان نگریسته اند و تعصبات و خیانت های طبری نیز مزید بر علت شده است.

ثانیا: کتاب طبری یک کتاب سُنّی است و در بنای عقیده و مسلمات عقیدتی و تاریخی و فقهی و و و ... هیچ حجیت و ارزش و اعتباری برای شیعه ندارد.

ثالثا: اتفاقا طبری یک فرد متعصب و خیانتکار و معاند نسبت به اهل بیت علیهم السلام بوده است و کسی که او را محب اهل بیت می داند و یا به دلیل نسبت رفض و تشیع تصور میکند وی به شیعه نزدیک بوده کاملا نسبت به حقایق تاریخی نا آگاه است! تالیف کتاب در اسانید غدیر دلیلی بر محبت نیست! همانطور که بسیاری از دشمنان اهل بیت به فضائل ایشان در موارد متعدد شهادت داده اند! همین طبری متعصب حدیث وصایت رو تحریف کرده! همین طبری متعصب در کتاب تاریخ خودش به غدیر هیچ اشاره ای نکرده! دلیل اصلی اتهام او به تشیع هم این هست که در احمد بن حنبل طعن وارد کرد و در برخی مسائل فقهی با اون ها مخالفت شدید کرد و به همین دلیل حنبلی ها با او دشمن شدند و او رو رافضی خوندند! هیچ ارتباطی به حب اهل بیت نداره! لطفا قبل از اظهار نظر به کتب تاریخی معتبر در نزد عامه مراجعه کنیم! نزدیکی آرای فقهی که دلیلی بر محبت نمیشه! اباضی هایی که صراحتا امیر المومنین علیه السلام رو تا به امروز در کتبشون تکفیر میکنن هم در برخی موارد با ما اشتراکات قابل توجه دارن در برخی مسائل!
سلام علیکم
1- اینکه باید بررسی دقیق انجام داد در مورد تمام کتب تاریخی صادق است و منحصر به تاریخ طبری نیست.
2- جمله اول من کاملا درست بود زیرا شما به خود شخصیت طبری حمله کردید و در همین نقل قولی هم که از خودتان آوردید گفته اید که این کتاب به صورت کلی تایید نشده و غیر معتمد از سوی علمای شیعه است.
3- اینکه نظر چند تن از علمای معاصر شیعه را بیاورید که از طبری و تاریخش بدگویی کرده اند و بعد نتیجه بگیرید که علمای شیعه به تاریخ طبری بی اعتماد بوده اند مغالطه ی تعمیم ناروا و استقرای ناقص است.
4- چه دوست داشته باشید و چه دوست نداشته باشید بسیاری از تراث اسلامی اعم از تاریخ و جغرافیا و لغت و نحو و طب و غیره نوشته ی اهل سنت یا غیر امامیه است و  اگر بخواهید با این منطق پیش بروید همین قرآن کنونی هم حاصل یکسان سازی مصاحف در زمان عثمان است  و نیز بر اساس قرائت حفص از عاصم است که در سند این قرائت اشخاصی وجود دارند که توسط علمای شیعه توثیق نشده اند بنابر این بر اساس منطق شما قرآن فعلی هم هیچگونه حجیتی برای شیعه ندارد!
5-مغالطه نکنید ممکن است گاهی برخی از دشمنان اهل بیت به برخی فضایل اعتراف کنند ولی دیگر دشمن اهل بیت نمی رود که بخشی از عمرش را صرف این کند که دو جلد کتاب ضخیم در فضایل اهل بیت بنویسد.
6- بله درست است که طبری در تفسیرش به جای برخی عبارات حدیث دار کذا و کذا گذاشته است ولی در کتاب تاریخش کامل این حدیث را آورده است. لازم است این نکته را یادآور بشوم که او کتاب تاریخش را بعد از کتاب تفسیرش نوشته است.
7-طرف رفته مستقلا دو جلد کتاب درباره غدیر نوشته آنوقت شما اشکال می گیرید که چرا در آن یکی کتابش آن را نیاورده است واقعا که ایراد خنده داری است.
8- من نگفتم که تنها دلیل انتساب او به تشیع از سوی مخالفان و ظلم هایی که به او شد فقط حب اهل بیت بوده است و همانطور که گفتید انتقاد به احمد بن حنبل هم یکی از دلایل بوده است. ولی عمده دلیل همان حب اهل بیت بوده است زیرا بسیاری دلایل دیگر مانند عقاید تنزیهی درباره خداوند یا مسح پا در وضو هم ریشه در مکتب اهل بیت دارد.و همچنین طبری در حالی مرد که اندکی قبل از آن داشت دعای امام صادق را می نوشت.
9- در باره ی دلیل انتساب طبری به تشیع که من را به ناآگاهی متهم کردید و طعن بر احمد بن حنبل و آرای فقهی حنابله را دلیل اصلی دانستید اتفاقا ابن حجر تصریح دارد که « وإنما نبز بالتشیع لأنه صحح حدیث غدیر خم» ( لسان المیزان ج5 ص100)
10- اتهام تشیع زدن به او اختصاصی به حنابله ندارد و ذهبی شافعی هم می گوید که در طبری مقداری تشیع وجود دارد که ضرر ندارد.
11-اینگونه رفتار ناصبی ها با علمای اهل سنت محب اهل بیت هم اختصاصی به طبری ندارد ودر تاریخ نمونه های دیگری هم هست مانند حاکم نیشابوری.
پاسخ:
وعلیکم السلام

1- بنده مقصودم کاملا واضح هست.بررسی یک بحث است و اخذ حقائق تاریخی و عقیدتی و مانند اون از کتبی که ابتداء به ساکن اصلا حجیتی برای امامیه نداره بحث دیگه ای هست.کتاب تاریخ طبری کتابی سنی هست و نه شیعی بنا بر این منبع اخذ حقیقت عقائد و تاریخ و سیره و مانند اون نمیتونه باشه.برای اخذ کردن از اون باید بررسی های بسیار زیادی انجام داد که غیر از بررسی روایات و گزارش هایی هست که در کتب امامیه وارد شده است.

2- نظر چند تن از علماء گزینش شده و این به معنی این نیست که کسی دیگه هیچ صحبتی نکرده! به علاوه بسیاری از علمای متقدم ما هم اگر به روششون رجوع بشه همون منهج و روششون شهادت میده که اصلا در باب اخذ عقیده و حقائق تاریخی اهتمامی به کتب عامه نداشته اند مگر برای الزام خصم.روش عمومی عامی ما همواره همین بوده.

به علاوه کسانی که بهشون استدلال شده مانند علامه عسکری و علامه امینی خودشون خریط فن هستند و عمرشون رو در این راه گذاشته اند و اتفاقا مبتنی بر دلیل صحبت کرده اند نه بر اساس نظر شخصی!

3- عجیب هست که شما تصور میکنید بنده استفاده از تراث غیر امامی رو بد میدونم! صحبت بنده این هست که تراث غیر امامیه اصلا برای ما حجیت شرعی نداره و این از ابتدائیاتی هست که همه هم ازش با خبر هستند! کتب غیر امامی اصلا حجیتی نداره برای اخذ عقیده و احکام و فقه و حقائق تاریخی و غیر تاریخی! این ارتباطی با استفاده از مثلا کتب غیر امامیه در علم صرف و نحو و یا جغرافیا یا سایر علوم نداره!

4- قرآن کریم به صورت متواتر و نسل بعد از نسل به ما رسیده و ما گیر عثمان بن عفان یا قرائت حفص از عاصم نیستیم که سند قرائت رو بررسی کنیم! اساسا صحبت از بررسی سند قراءات حرفی مضحک هست! وقتی قرآن 14 قرن کم و بیش به صورت متواتر نسل بعد از نسل به ما رسیده نیازی به بررسی سندی نداره و تواتر تحقق یافته برای ما کافیه.

به علاوه قرآن موجود رو خود اهل بیت علیهم السلام تایید کرده اند و این هم دلیل دیگری بر این هست که حجیت قرآن موجود برای شیعه مستقلا ثابت شده است.

5- بنده مغالطه نکردم بلکه حقیقت همین هست! حجم قابل توجهی از فضائل اهل بیت به وسیله ی نواصب و دشمنان ایشان یا کسانی نقل شده که رابطه ی خوبی با ایشان نداشتند.این که طبری اسناد غدیر را جمع کند مانع دشمنی و عناد نیست.وقتی در جایی دیگر عامدانه تحریف میکند و حقائق تاریخی که ثابت کننده ی حقانیت امیر المومنین است را مخفی و تحریف میکند این ثابت کننده ی دشمنی اوست.ما باید همه ی این ها را با هم ببینیم.خود نواصب هم طبقات و درجات مختلف دارند.

6- اتفاقا بسیار مهم است و اتفاقا یکی از استنادات مخالفان غدیر دقیقا همین است که چرا طبری در تاریخش به غدیر اشاره نکرده! همین نشان دهنده ی اوج وقاحت و عناد طبری است.طبری باید در کتاب تاریخ که مستقلا مختص به تاریخ نوشته اشاره کند.از دید شما اگر خنده دار است از دید متخصصین خنده دار نیست و اتفاقا به عنوان اشکال مطرح کرده اند.همانطوری که بر ابن هشام متعصب و معاند ایراد گرفته اند که چرا به غدیر اشاره نکرده است.

7- بر اساس گزارش های تایخی عامه نقطه ی شروع و نقطه ی اصلی اتهام طبری به تشیع همان مساله ی طعن در احمد بن حنبل است و این که او احمد بن حنبل را فاقد فقاهت دانست.بعد از آن سایر مسائل دلایل فرعی هستند.از تصحیح غدیر خم گرفته تا اعتقاد به مسح.علمای حنابله و محدثین اهل تسنن طبری رو در درجه ی اول به دلیل طعن در احمد بن حنبل رافضی خوندن و ما نمیتونیم این گزارش ها رو رها کنیم و بگیم دلیل اصلی همون چیزیه که ابن حجر که متاخر هست و بعد از چندین قرن اومده میگه! (هرچند نوع مسحی که طبری بدان معتقد است با مسحی که امامیه به آن اعتقاد دارد متفاوت است و میتوانید به کتب فقهی مراجعه کنید)

هم تصحیح غدیر خم و هم قول به مسح پا در بین برخی از فقهاء دیگر عامه هم بوده اما آن ها آن طوری که طبری متهم به تشیع شد نشدند چرا؟! چون آن ها با اهل حدیث مشاجره نکردند.اهل حدیث به دلیل تعصب شدیدی که داشتند به سرعت مخالفان خود را رافضی و یا شیعی میخواندند.طبری هم به دلیل طعن در احمد به این عاقبت دچار شد.

به علاوه مقصود از «تشیع» هم آن چیزی نیست که برخی امروزه تصور میکنند محبت و یا حب شدید است! بلکه بعضا صرف نقل یک فضیلت باعث اتهام به تشیع یا رفض شده است.این که کسی متهم به تشیع یا رفض شود آن هم از سوی علمای متعصب عامه دلیلی بر این نیست که فردی منصف یا محب اهل بیت است! بایستی زندگی آن شخص بررسی شود و همچنین منهج علمی او.

منهج علمی طبری مبتنی بر بی انصافی و کتمان حقائق و پرده پوشی است و همین برای شناخت او کفایت میکند.جالب است بدانید که حتی خود ذهبی هم از سوی برخی متهم به «تشیع» شده است! آن هم ذهبی ای که از بی انصاف ترین بی انصاف هاست و در برخی موارد نصب درونی خود را آشکار میکند!

مصطلحات «تشیع» و «رفض» در نزد عامه کاربردش غیر از آن چیزی است که امروزه بسیاری متوجه میشوند یا تصور میکنند.

لطفا گزارش مربوط به این که فرمودید طبری دعای امام صادق (ع) را می نوشت نیز از قدیمی ترین منبع موجود ارسال بفرمایید. (هرچند که چنین مواردی به خودی خود دال بر محبت نیست و بایستی تمامی قرائن موجود بررسی شود)

ممنون/موفق باشید
سلام علیکم
1- اتفاقا روش علمای متقدم در این مورد کاملا بر خلاف روش شما بوده است در این مورد به چند نمونه اشاره می شود: «حفص بن غیاث القاضی، عامی المذهب.له کتاب معتمد.» ( فهرست طوسی ص 116) یا «طلحة بن زید، له کتاب، وهو عامی المذهب، الا ان کتابه معتمد.» ( فهرست طوسی ص 149)یا «علی بن محمد المدائنی، عامی المذهب.وله کتب کثیرة حسنة فی السیر.» ( فهرست طوسی ص 159). همچنین می توانید به کتابهای تفسیری همچون تبیان شیخ طوسی و مجمع البیان طبرسی و روض الجنان ابوالفتوح رازی مراجعه کنید و ببینید که چگونه و چقدر از منابع اهل سنت استفاده کرده اند. علاوه بر آن اگر به کتابهای حدیثی شیعه بروید می توانید در سند بسیاری از احادیث عقیدتی و فقهی و تاریخی افراد سنی مذهب را ببینید که صاحب کتاب هم بوده اند.
در مورد طبری و کتاب تاریخش هم اینکه همه یا غالب علمای شیعه به آن بی اعتماد بوده اند به هیچ وجه درست نیست. از علمای متقدم شیعه شریف رضی در تدوین نهج البلاغه از تاریخ طبری بهره برده است. ابن شهر آشوب نیز در نوشتن کتابهایش از تاریخ طبری استفاده کرده است.
 از علمای متاخر هم میرحامد صاحب عقبات الانوار درباره ی طبری می گوید:« محتجب نماند که ابن جریر طبرى که بتصنیف کتاب حدیث غدیر سعى بلیغ در هتک ناموس جاحدین، و کسر ظهر معاندین، و احراق قلوب منکرین، و ایجاع صدور مرتابین نموده از بحور زاخره علم و کمال، و فحول مجتهدین، و منقّدین حدیث و رجال، و جهابذۀ ثقات، و اجلّۀ اثبات است.» ( عقبات الانوار ج1 ص 128)
از علمای معاصر هم آیت الله مکارم شیرازی در مورد طبری و تاریخش می گوید : «تاریخ معروف طبرى مربوط به طبرى اهل سنت است که مردى دانشمند و در عصر و زمان خود کم‌نظیر بود. نوشته‌هاى زیادى دارد که از جمله آن‌ها تفسیر مهمى به نام جامع البیان و تاریخ مشهورش است و کتابى به نام کتاب الولایة دارد که طرق مختلف حدیث غدیر را در آن بیان کرده است.تاریخ او از معروف‌ترین تاریخ‌هاست و مطالب زیادى در آن نقل شده است و نسبت به بسیارى از تواریخ اسلامى دقیق‌تر است (هرچند خالى از اشتباه نیست). » (پیام امام امیر المومنین ج 15 ص 108 و 109)
2-یکی از حقایق بزرگ تاریخی برای شیعه قیام عاشورا است با وجود این بسیاری از علمای شیعه در نقل خیلی از جریانات تاریخی آن متکی به کتب تاریخی اهل سنت بوده اند . در این مورد خوب است که سخن محدث نوری را برای شما نقل کنم : « آیا نمی بینی شیخ مفید طاب ثراه در کتاب ارشاد در تمام ابواب متعلقه به حالات ائمه علیهم السلام سوای باب مقتل حضرت ابی عبدالله به طرز سایر کتب اصحاب، اخبار را با سند و راوی اصل نقل می کند و اما در باب مقتل، تمام وقایع آن را در یک رشته کشیده و از کلبی و مداینی و غیر این دو از اصحاب سیر نقل نموده.ابوالحسن مداینی از معروفین علماء اهل سنت و شیخ بخاری معروف است. و کلبی نیز چنین است اگر چه بعضی او را شیعه می دانند ولکن هر دو در سلک ارباب تاریخ و سیرند و هکذا غیر شیخ مفید.و تائید می کند سیره علماء را در این مقام.» ( لولو و مرجان ص 278)
3- اتفاقا صرف و نحو هم یکی از مباحث اساسی تفسیری و فقهی و منطقی است و حتی برخی از علمای شیعه در بعضی از مسائل صرف و نحو بر علمای اهل سنت ردیه هم نوشته اند.
4- اینکه قرآن چهارده قرن بدون هیچ تغییری به دست شما رسده است را شما یا علمای معاصر شیعه چگونه فهمیده اید ؟ از طریق علم غیب یا با رجوع به تاریخ؟ از سوی دیگر اگر هم روایاتی وجود داشته باشد که این قرآن توسط ائمه تایید شده باشد با روایات معتبری که دال بر تحریف است متساقط می شود و بعد هم امامان کدام قرآن را تایید کرده اند تمام قرائات با یکدیگر اختلافهایی دارند اگر چنین نبود ّبه آنها دیگر قرائات نمی گفتند بلکه قرائت می گفتند . تواتری هم که باشد تواتر در اسناد عامه است و هرچند برخی از قراء به تشیع متهم شده اند ولی در مجموع سند هیچکدام از قرائات سندی شیعی نیست.
یاد آوری بکنم که بحث سر تحریف قرآن نیست بلکه در این است که با مبنای شما قرآن فعلی هم وارد لیست سیاهتان خواهد شد.
5- من منکر این نیستم که برخی از فضایل را دشمنان نقل کرده اند ولی درباره ی حجم آن باید بررسی انجام شود زیرا ممکن است خیلی از آنها جعلی باشد و باز هم نقل فضیلت هرچقدر هم که باشد با صرف کردن بخشی از عمر برای نوشتن دو جلد کتاب ضخیم در فضایل متفاوت است. این هم که دائم می گویید طبری اسناد غدیر را جمع کرده است باید بدانید که تنها کار او این نبوده است بلکه بسیاری از احادیث فضایل دیگر را هم آورده است . این کتاب در اختیار سید بن طاووس بوده و از همانجا روایاتی نقل کرده است از جمله آنها این روایت است: «  إن علی بن أبی طالب علیه السلام وصیی ووارثی وقاضی دینی وعدتی وهو الفاروق بین الحق والباطل، وهو یعسوب المسلمین، وإمام المتقین، وقائد الغر المحجلین، والحامل غدا لواء رب العالمین. هو وولده من بعده، ثم من الحسین ابنی أئمة تسعة هداة مهدیون إلى یوم القیامة.» ( الیقین ص 487 و 488) یعنی حتی چنین روایتی را هم طبری نقل کرده است.
این در حالی است که شما تا کنون حتی یک مورد تحریف یا کتمان عامدانه ( تاکید می کنم عامدانه) فضایل حضرت علی توسط طبری را نتواسته اید اثبات کنید . حدیث دار را که بعدا کامل نقل کرده است و حدیث غدیر را هم که بعدا مستقلا به آن پرداخته است پس تعمدی در کتمان این دو نبوده است. همچنین در وبلاگتان که جستجو کردم دیدم که خودتان هم موردی را آورده بودید که طبری معاویه را لعن کرده است این هم قرینه ای دیگر.
6-اینکه مخالفان غدیر به نبودن حدیث غدیر در تاریخ طبری استناد می کنند چه ربطی به خود طبری دارد؟ طبری در تفسیرش هم خیلی از وقایع دوران پیامبر را آورده است در حالی که در تاریخش به آنها اشاره ای نکرده است. برخی از علمای شیعه هم در کتابهای خود در سرگذشت امامان به برخی وقایع مهم زندگیشان مانند شهادت آنها اشاره ای نکرده اند. از طرف دیگر ذهنیت اهل سنت نسبت به واقعه غدیر متفاوت از شیعه است و از نظر آنها برای رفع دشمنی ها در حجه الوداع نسبت به حضرت علی بوده است و اتفاقا طبری بر اساس همین ذهنیت اهل سنت به جریان غدیر در تاریخش اشاره کوتاهی کرده است : شَکَا النَّاسُ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ، فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ فِینَا خَطِیبًا، فَسَمِعْتُهُ یقول: یا ایها الناس، لا تشکوا علیا، فو الله انه لأخشى فِی ذَاتِ اللَّهِ- أَوْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ- من ان یشکى (تاریخ طبری ج3 ص149)
7- و اما اینکه منبع خواسته بودید در مورد اینکه طبری اندکی قبل از مرگش دعای امام صادق را می نوشت . قدیمی ترین منبعی که می شناسم کتاب الجلیس الصالح الکافی ص 527 است . و ابن عساکر در تاریخ دمشق ج52 ص199 و سیوطی در تحفه الادیب ج 2 ص574 و علامه مجلسی در بحار الانوار ج 66 ص407 هم این داستان را نقل کرده اند.
پاسخ:
وعلیکم السلام

1- بنده تعجب میکنم و نمی دانم که از سر لجاجت تعمدی یا عدم مطالعه ی دقیق پاسخ های ماست که بعضی مطالب ناصواب خود را تکرا میکنید! همچنین بخشی از پاسخ شما یا مغلطه ی عامدانه است و یا عدم اطلاع کافی از بحث.

الف) باز هم تکرار میکنم که بنده منکر عدم اخذ تواریخ غیر شیعی به صورت مطلق نشده ام تا شما در مقام جواب بگویید فلان عالم شیعی هم از تاریخ طبری اخذ کرده است! این که بنده چه نظری دارم و روش تعامل با کتبی همچون تاریخ طبری را چگونه می بینم در چند پاسخ تکرار شده و اینجا تکرار نمیکنم.

ب) عجیب است که شما بین قبول حدیث راوی غیر شیعی با قبول کتاب های عامه خلط کرده اید! (یا عامدانه یا از سر عدم اطلاع)

بسیار فرق است بین اخذ حدیث اهل بیت علیهم السلام از طریقی که در روات آن عامی مذهب ثقه باشد با اخذ عقیده یا فقه یا حقائق تاریخی از کتابی که از صفر تا صد تالیف عامه است.این دو مورد، دو بحث کاملا جدا هستند.بحث ما اخذ حدیث فقهی و عقیدتی یا خبر تاریخی ای که در کتب شیعه وارد شده نیست! بحث ما قبول مسائل عقیدتی یا فقهی یا حقائق تاریخی از کتب عامه و در راس آن ها تاریخ طبری است! هر کس که ادنی اطلاعی داشته باشد چنین خلط عجیبی نمیکند در مباحث که شما کردید!

حتی احادیث عامی مذهبانی که در کتب شیعه نیز وارد شده با شروط خاص خود مورد قبول قرار میگیرد و اعتبار حدیث صحیح را ندارد!

ضمنا محض اطلاع شما عرض کنم که آن «کتاب»ی که در مورد رویان عامی ذهب در کتبی همچون فهرست شیخ طوسی بدان اشاره شده است در اکثر موارد با آن کتابی که شما تصور میکنید (مانند کتاب تاریخ طبری) متفاوت است! در بسیاری از موارد کتاب این راویان عامی مذهب یا غیر شیعی کتاب هایی در فقه یا عقیده یا اخلاق یا موضوعات مختلف بوده که از ائمه ی اهل بیت علیهم السلام روایاتی را نقل کرده اند و به همین جهت در فهرست نویسی مورد اعتنا قرار گرفته اند.برخی از این کتاب ها هم به جهت محتوایی خوب و قابل اعتنا بوده است.

پس خواهشا بین این کتاب ها و کتاب های عامه چون تاریخ طبری یا صحیح بخاری و صحیح مسلم و غیرهم خلط نفرمایید!

ج) در مورد استفاده ی سید رضی و علامه ابن شهر آشوب رحمة الله عیهما و شیخ طوسی و شیخ طبرسی رحمة الله علیهما نیز باید خدمتتان عرض کنم که:

اولا: باز هم باید ظاهرا تکرار کنم که مگر بنده منکر مطلق استفاده از کتب عامه یا تاریخ طبری شده ام که چنین پاسخ داده اید؟! ما که مطلق استفاده از کتب غیر شیعی رو رد نکردیم تا اینطور به ما پاسخ بدید! بلکه نوع استدلال و استفاده رو تبیین کردیم و اون نوع مورد نظرمون رو نقد کردیم.

ثانیا: سید رضی هدفش از گردآوری نهج البلاغه، اعتقادی - فقهی نبوده بلکه جمع آوری خطبه ها تا حد امکان و به خصوص مبتنی بر بلاغت و فصاحت بوده.

ثالثا: علامه ابن شهر آشوب هم شرط صحت نکرده بلکه در گزارش های تاریخی از تاریخ طبری استفاده کرده و ما گفتیم و باز هم میگیم مطلق استفاده رو رد نکردیم تا به ما اشکال کنید.

رابعا: اتفاقا یکی از انتقادات جدی به تفسیر شیخ طوسی این هست که زیاد از تفسیر طبری که یک تفسیر مبتنی بر اسرائیلیات هست نقل کرده! کاملا هماین انتقاد وارده.حتی رساله ی دکتری موجود هست از یکی از دانشجویان اهل تسنن مصری که تفسیر طبری رو بر عهدین تطبیق داده و کثرت اسرائیلیات رو از این طریق ثابت کرده.حتی خود محققان سلفی هم بسیاریشون با وجود این که به این تفسیر اهتمام ویژه ای دارند به وجود اسرائیلیات فراوان در اون اذعان دارند.

شیخ طبرسی هم اگر نگیم مصدر اصلی،یکی از مصادر اصلی تفسیرش، تفسیر شیخ طوسی هست و در غالب مواردی که از طبری نقل میکنه مستقیم نقل نکرده بلکه از شیخ طوسی نقل کرده که او از طبری نقل کرده بوده.

یکی از ابواب ورود اسرائیلیات به موروث شیعی در بحث تفسیر قرآن هم نقل شیخ طوسی از طبری هست.

بنا بر این اتفاقا خود ما به نقل از طبری در تفسیر (و حتی تاریخ) از سوی علماء در برخی موارد ( و نه در همه ی موارد) نقد جدی داریم.

اتفاقا خود بنده هم اگر لازم باشه در مساله ای تاریخی تحقیق مفصل داشته باشم قطعا از تاریخ طبری استفاده میکنم اما این به معنای قبول وثاقت یا امانت طبری یا قبول گزارش های او نیست.

د) در مورد نقلتان از علامه میر حامد حسین رحمة الله علیه ای کاش امانت را رعایت میکردید یا بیشتر دقت میکردید تا متوجه شوید که منظور علامه میر حامد حسین «در نزد اهل سنت» می باشد چرا که خود ایشان ابتدا اینگونه عنوان زده اند: «ابن جریر طبرى مصنف کتاب غدیر از فحول مجتهدین اهل سنت است‏»

سپس در شرح و بسط این عنوان آن وصفیات را آورده اند.یعنی این وصفیات عطف به این می شود که در نزد اهل تسنن چنین است و نه در نزد شیعه! (و به همین دلیل است که در ادامه علامه میرحامد حسین از کتب اهل تسنن به ترجمه ی طبری اشاره می کند) کمی بیشتر دقت کنید!

اتفاقا وقتی به کتاب «نفحات الازهار» که خلاصه و شرحی است بر «عبقات الانوار» (اثر آیت الله میلانی) مراجعه کنید دقیقا ایشان هم تصریح دارند که علامه میرحامد حسین مکانت طبری در نزد اهل تسنن را چنین ترسیم کرده است! (نفحت الازهار ج 6 صص 82 - 84)

پس خواهشا در نسبت دادن قولی به دیگران دقت کنید! (ابته شما تا الان چندین بار به بنده ظاهرا در پیش فرضتان چنین نسبت داده اید که منکر مطلق استدلال به تاریخ طبری هستم!!! هر چه قدر هم میگویم نیستم یا نمیخوانید یا نمیخواهید که بخوانید!)

هـ) کلام آیت الله مکارم نه مخالف استدلال ماست و نه ما با آن مخالفیم! البته نقدی جدی به بخشی از آن وارد است و آن هم این که کتابی همچون انساب الاشراف در بسیاری از موارد دقیق تر است و حقائق را بیشتر بازگو کرده است! اما چون طبری در سانسور ید طولایی داشته در نزد عامه بیشتر ارج و قرب یافته است و کسی چون ابن خلدون هم به این مساله تصریح دارد! به هر جهت این که طبری در علوم مختلف در نزد عامه تبحر داشته را ما منکر نشده ایم! این که تاریخ طبری از بسیاری از کتب تاریخی دقیق تر است هم مساله ی عجیبی نیست! بسیاری از کتب تاریخی دیگر بسیار مطالب بی اساس بیشتری نسبت به طبری دارند و این واضح است.

محور بحث ما همان است که بارها گفته ایم.«اخذ حقائق تاریخی یا عقائد از کتاب هایی همچون تاریخ طبری که با عقائد مکتب امامیه و اهل بیت علیهم السلام گره بخورند و کیفیت آن»

2- در مورد نقل عاشورا از منابع اهل تسنن:

الف) باز هم باید عرض کنم که این پاسخ شما ناشی از همان فهم غلطتان از کلام بنده است! چه قدر بایستی تکرار کنم که بنده منکر مطلق استدلال نشده ام؟! محور بحث را که تبیین کردم مراجعه کنید و آن را به خاطر بسپارید!

ب) بسیاری از حقائق عاشوراء از منابع شیعی موجود است و نقل شده است.

ج) استفاده از مصادر عامه در چنین موضوعی در بسیاری از موارد اتفاقا برای ما بهتر است! چرا که ثابت کننده ی جنایات افراد مورد احترام امویان می باشد که در منابع تسنن اموی به آن اعتراف شده است! همچنین اعتراف به حضور برخی از صحابه در لشکر دشمنان امام حسین علیه السلام (مانند انساب الاشراف بلاذری) یا مثلا اعتراف به نقش یزید (با توجه به قداست یزید برای گروهی از علمای اهل تسنن)

یعنی در حقیقت اثبات بسیاری از حقائق عاشورا از منابع اهل تسنن چیزی است شبیه به اثبات ولایت اهل بیت از مصادر آنان!

د) اتفاقا اگر نگویم بسیاری، برخی از گزارش های منقول از مصادر اهل تسنن در مسائل مربوط به عاشوراء مورد نقد جدی و شدید هستند! یعنی میخواهم عرض کنم که تصور نکنید چون علمای ما از گزارش های اهل تسنن استفاده کرده اند پس دیگر نقدی در کار نیست یا بدین معناست که همه را قبول داشته اند! تاریخ نگاری یک بحث است و این که کدام گزارش تاریخی مقبول باشد بحثی دیگر.

3- این پاسختان هم نشان دهنده ی این است که اصلا بحث بنده را متوجه نشده اید! خواهشا اینقدر تسرع نداشته باشید و سطحی استدلال نکنید! ما از خود علم صرف و نحو و منطق و اصول عقیده نمیگیریم! بلکه این ها علوم آلی و ابزاری هستند! آن چه که از آن عقیده میگریم اخبار منقول از طریق اهل بیت در کتب امامیه است! فلذا به همین دلیل است که علم منطق که اساسا علمی است یونانی و غیر اسلامی مورد استفاده ی مسلمانان قرار گرفته است! فلذا به همین دلیل است که در صرف و نحو از علمای اهل تسنن هم استفاده می شود!

و دقیقا به همین دلیل است که هرگز به صحیح بخاری یا صحیح مسلم یا سنن اربعه ی اهل تسنن یا مصادر دیگر اهل تسنن از سوی امامیه استدلال نمی شود! حتی به احادیث منقول از اهل بیت در کتب اهل تسنن هم استدلال نمی شود!

فرق بین این دو واضح است! این پاسخ شما واقعا عجیب بود! (این که در خود این علوماختلاف باشد مانند اختلاف در هر علمی طبیعی است و ارتباطی به بحث ما ندارد)

4- پاسخ:

الف) با مراجعه به اخبار متواتره و همچنین نقل و حفظ قرآن نسل در نسل.این چیزی نیست که نیاز باشد حتما به تاریخ مراجعه کنیم! دقیقا مانند این است که بگویید این که روز ها همیشه هوا روشن است را با مراجعه به تاریخ بفهمیم!!!

تواتر موجود در این قضیه یک تواتر غیر قابل انکار است.گزارش های تاریخی فقط یک بخش است و بدون آن هم اشکالی پیش نمی آید.

ب) روایات تایید قرآن موجود از سوی ائمه و حجیت آن متواتر و صریح است اما روایات دال بر تحریف اقسام مختلف دارد که برخی از آن ها از درجه ی اعتبار ساقط است و برخی هم صراحت در تایید لفظی ندارد.فلذا اینگونه راحت نگویید روایات دال بر تحریف لفظی ساقط کننده ی روایات حجیت و تایید قرآن موجود است!

به عنوان کسی که حدود سه سال به صورت تخصصی در موضوع تحریف قرآن و قراءات کار کرده ام خدمتتان عرض میکنم که روایاتی که دال بر تحریف لفظی قرآن کریم باشند و صریح باشند اخبار آحاد هستند و بعضی از آن ها هم که در سند آنان راوی وضاع و کذاب وجود دارد (مانند حسن بن علی بن ابی حمزة) و غالب روایات تحریف نما هم هیچ صراحتی در تحریف لفظی ندارند و کاملا قبال توجیه و توضیح هستند.در مقابل روایات دال بر تایید قرآن موجود و اعتبار و ارزش آن متواتر هستند و صریح.

ج) اصلا بحث از سند قرآن یک بحث خنده دار و غیر علمی است! قرآن موجود متکی به سند نیست که بخواهیم در مورد سندش بحث کنیم بلکه فوق این هاست! مانند این است که بگوییم الان روز است و بعد برای آن طلب سند کنیم که چند نقل بیاوریم که الان روز است! حتی خود علمای عامه مانند صاحب عمدة القاری تصریح کرده اند که بحث از سند قرآن بحثی بیهوده و غیر ضروری است.

د) بحث در مورد قراءات و علت ایجاد آن هم بسیار مفصل است و بنده سابقا چندین جلسه به صورت مختصر در مجموعه ی ندای شیعه در موردش صحبت کرده ام.هم قراءات و اصحاب آن و هم قرائت مورد تایید اهل بیت علیهم السلام.بحث تفصیلی در مورد این موضوع از حوصله ی این نوشتار خارج است و ارتباط مستقیم هم به بحث ما ندارد.

در پایان باید عرض کنم اتفاقا هرگز طبق این روش ما خدشه ای به قرآن وارد نمی شود چون بحث ثبوت قرآن فرای این هاست و متکی به سند و طریق نقل نیست.

5- این توضیح شما با پاسخ قبلی بنده اصلا منافاتی ندارد.ضمن این که در مورد انواع و طبقات نصب و عناد اشاره کردم و همچنین نقل با بنای عقیده نیز متفاوت است. (نیازی به تکرار مکررات نمی بینم)

6- اتفاقا کاملا به خود طبری هم مرتبط است! مساله ای همچون غدیر از مهم ترین وقایع تاریخی است که فوق تواتر است اما هیچ اشاره ای به آن نکرده است! متنی هم که نقل کرده اید هیچ انسانی از آن غدیر را برداشت نمیکند و هیچ چیزی از سخن اصلی غدیر و خطبه ی مشهور و فوق تواتر و وقایع مربوط به آن به دست ما نمی دهد!

همین مساله تا جایی برای عامه مهم بوده که با استناد به طبری خواسته اند منکر غدیر هم بشوند و گفته اند طبری با آن عظمت هیچ صحبتی از غدیر در تاریخش نکرده است! همان طبری ای که در بسیاری از موارد وقایع جعلی و دروغینی که طعن در اسلام وارد میکند را با آب و تبا نقل کرده هیچ اشاره ای به غدیر نکرده!

7- متنی که در کتاب «الجلیس الصالح» آمده چنین است:

الجلیس الصالح الکافی والأنیس الناصح الشافی (ص: 527)
وَحکى لی بعض بنی الْفُرَات عَن رجلٍ مِنْهُم، أَو من غَیرهم، أَنه کَانَ بِحَضْرَة أَبِی جَعْفَر الطَّبَرِیّ رَحمَه الله قبل مَوته وَتُوفِّی بعد سَاعَة أَو أقل مِنْهَا، فَذکر لَهُ هَذَا الدُّعَاء عَن جَعْفَر بْن مُحَمَّد عَلَیْهِمَا السَّلَام فاستدعى محبرة وصحیفة فکتبها، فَقیل لَهُ أَفِی هَذِه الْحَال؟ فَقَالَ: یَنْبَغِی للْإنْسَان أَن لَا یدع اقتباس الْعلم حَتَّى یَمُوت.

شما قبلا این مساله را به گونه ای بیان کردید که منکر نصب و عناد یا خبث ذاتی و درونی طبری شوید! اما متن داستان به هیچ وجه موید کلام شما نیست! اتفاقا پاسخ طبری در مورد علت این که چرا در آن حال این دعا را نوشته هم سخن شما را رد میکند! طبری میگوید از باب اقتباس علم این کار را کرده! در حالی که اگر هر کدام از ما میبودیم میگفتیم از باب این که فردی چون جعفر بن محمد سلام الله علیه از اهل بیت پیامبر (ص) این دعا را نقل کرده و وی از اهل بیت است و صاحب مقامات است آن را مینویسیم! والا اخذ علم از اهل بیت علیهم السلام در نزد عامه وجود داشته است (گرچه در اکثر قریب به اتفاق موارد با هدف عمل به آن علم نبوده و عمل هم نکرده اند و بلکه عامدانه و عالمانه مخالفت کرده اند) و  ابوحنیفه هم از مصادیق واضحش هست! ابوحنیفه کسی هست که با وجود این که این همه از محضر امام صادق (ع) استفاده کرد اما مورد لعن و طعن اهل بیت در روایات معتبره قرار گرفته!

به هر جهت این داستان ارتباطی و دلالتی بر محبت نداره و خود طبری هم صرفا انگیزه اش رو اقتباس علم میدونه.این عجیب نیست چرا که امام صادق علیه السلام محل رجوع و اخذ علم بریا بسیاری از عامه هم بوده اند.طبری اگر واقعا محب اهل بیت میبود به جای این که مبنای تفسیرش ابن عباس و عکرمه و کعب الاحبار و بسیاری از اسرائیلیات باشه و در موارد بسیار اندکی اشاره ای هم به امام باقر و امام صادق کرده باشه، مبنا رو تفسیر امام صادق علیه السلام و ائمه ی اهل بیت علیم السلام قرار میداد.

موفق باشید.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Flag Counter