حقانیت شیعه و رد شبهات

حقانیت شیعه و رد شبهات

ابراهیم بن شیبة الایرانی

* به علت کمبود وقت از ترجمه ی متون درخواستی جدا معذوریم

* شبهات و سوالات علمی خود را در قسمت نظرات ارسال کنید تا در صف سوالات قرار گرفته و به آن پاسخ داده شود (به سؤالات تکراری به هیچ وجه پاسخ داده نمی شود)

* برای دسترسی آسان به موضوعات مورد نظرتان، از قسمت " طبقه بندی موضوعی " استفاده کنید

* در صورت خرابی و یا لود نشدن تصاویر به ما اطلاع دهید

* نقل و درج مطالب موجود در وبلاگ به نام شخص یا مؤسسه ای خاص در هر تارنمای اینترنتی و غیر از آن شرعا حرام می باشد (نقل همراه با ذکر منبع یا بدون اشاره به شخص و مؤسسه ای خاص جایز می باشد)

طبقه بندي موضوعي
آخرين مطالب
پربيننده ترين مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرين نظرات
  • ۱۳ شهریور ۹۷، ۱۶:۳۵ - موزیلاگ ..
    ((:

پاسخ به شبهه ی اسلام ستیزان؛ امام حسین : ما از تبار قریش هستیم و هواخواهان ما عرب و دشمنان ما ایرانی ها هستند! زنان ایرانی را بفروشید!

یکی از شبهاتی که چند سال اخیر در حجم وسیعی به وسیله ی اسلام ستیزان که بنای کارشان بر حقه بازی و شیادی است منتشر شده، عبارتی است که بر اساس آن مدعی می شوند امام حسین علیه السلام به ایرانی ها توهین کرده و آنان را پایین تر از اعراب دانسته است و عرب را بر هر قومی برتری داده و سپس توصیه کرده است که زنان ایرانی را در بازار بفروشید و مردانشان را به بردگی بگیرید!

این شیادان به همراه این ادعای دروغین خویش معمولا عکسی را نیز منتشر می کنند که ما در ادامه متن شبهه ی دشمنان اسلام به همراه این تصویر را آورده و سپس به ادعای دروغین آنان پاسخ می دهیم.

متن شبهه

در کتاب سفینة البحار آمده است :


حسین بن علی می گوید : «ما از تبار قریش هستیم و شیعیان ما (پیروان  ما) عرب و دشمنان ما عجمان (ایرانیان) هستند.روشن است که هر عربی از هر ایرانی بهتر و بالاتر و هر ایرانی از دشمنان ما هم بدتر است.(العجم المذموم من کان عدونا) ایرانیان را باید دستگیر کرد و به مدینه آورد، زنانشان را بفروش رسانید و مردانشان را به بردگی و غلامی اعراب گماشت.(…الرجال عبید العرب)»



پاسخ

اصل این روایت در کتاب «معانی الاخبار» شیخ صدوق (رض) می باشد و علامه مجلسی (رض) آن را در بحار نقل کرده و شیخ عباس قمی (رض) نیز آن را از بحار الانوار اخذ کرده کرده است.

ما ابتدا روایت را از مصدر اصلی آن یعنی «معانی الاخبار» به همراه ترجمه می آوریم و سپس در مورد ادعای دروغین اسلام ستیزان توضیح می دهیم.

وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ [أَبِی رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّاب‏] عَنِ الْحَسَنِ بْنِ یُوسُفَ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ ضُرَیْس‏ بْنِ عَبْدِ الْمَلِکِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ نَحْنُ قُرَیْشٌ وَ شِیعَتُنَا الْعَرَبُ وَ عَدُوُّنَا الْعَجَمُ.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین،(متوفاى381هـ)، معانی الأخبار،ص 403 و 404،ح 71، التحقیق : غفارى، على اکبر، ناشر: جامعه مدرسین - قم‏، نوبت چاپ : اول، 1403 هـ‏ .

ضریس بن عبد الملک می گوید شنیدم که امام صادق علیه السلام فرمودند : ما قریش هستیم و شیعیان ما عرب هستند و دشمنانمان عجم.

نکته ی اول : اسلام ستیزان شیاد و دروغگو و جاهل این روایت را به «امام حسین» علیه السلام نسبت داده اند و علت چنین گافی از سوی آنان این است که پنداشته اند منظور از «ابا عبد الله» فقط امام حسین علیه السلام می باشد ! حال آن که در این روایت مقصود از «ابا عبد الله» امام صادق علیه السلام می باشد.بنا بر این، این روایت منقول از امام صادق علیه السلام است و نه امام حسین علیه السلام.

نکته ی دوم : اسلام ستیزان شیاد با فریب و نیرنگ متنی را در ادامه ی این روایت آورده و سعی کرده اند آن را جزو حدیث جلوه دهند! آن متن (همانطور که در بالا آمد) چنین است :

روشن است که هر عربی از هر ایرانی بهتر و بالاتر و هر ایرانی از دشمنان ما هم بدتر است.(العجم المذموم من کان عدونا) ایرانیان را باید دستگیر کرد و به مدینه آورد، زنانشان را بفروش رسانید و مردانشان را به بردگی و غلامی اعراب گماشت.(…الرجال عبید العرب)»

حقیقت آن است که این عبارات اصلا جزو متن حدیث منسوب به امام صادق علیه السلام نمی باشد!

با مراجعه به سفینة البحار شیخ عباس قمی (رض) (که روایت را از بحار الانوار نقل کرده است) در می یابیم که عبارت «روشن است که هر عربی از هر ایرانی بهتر و بالاتر و هر ایرانی از دشمنان ما هم بدتر است» اصلا در هیچ جای متن وجود ندارد !!! یعنی در حقیقت اسلام ستیزان شیاد از خود عبارتی جعل کرده و به دروغ نسبت داده اند! (در ادامه خواهیم گفت که در حقیقت این عبارت ترجمه ای وارونه و تحریف شده از شرح علامه مجلسی (رض) بر روایت می باشد)

اما ادامه ی عبارت که می گوید : «ایرانیان را باید دستگیر کرد و به مدینه آورد، زنانشان را بفروش رسانید و مردانشان را به بردگی و غلامی اعراب گماشت» نیز اصلا جزو متن حدیث منسوب به امام صادق علیه السلام نیست و شیخ عباس قمی (رض) پس از نقل روایت، سخن عمر بن الخطاب را از مناقب ابن شهر آشوب نقل می کند و اینگونه تیتر می زند : «سوء رأی الثانی فی الأعاجم» (سوء رای عمر بن الخطاب نسبت به عجم ها)

و در ادامه مطلبی را نقل می کند که اتفاقا نشان دهنده ی احترام امیر المؤمنین (ع) به ایرانی ها و در عین حال بدرفتاری و خشونت عمر بن الخطاب نسبت به ایرانیان می باشد که اسلام ستیزان دروغ پرداز و شیاد آن را هم تحریف شده نقل کرده اند! ما آن مطلب را به صورت کامل در اینجا نقل می کنیم :

سوء رأی الثانی فی الأعاجم
المناقب : لما ورد سبی الفرس الى المدینة أراد الثانی أن یبیع النساء وأن یجعل الرجال عبید العرب وعزم على أن یحمل العلیل والضعیف والشیخ الکبیر فی الطواف وحول البیت على ظهورهم.فقال أمیر المؤمنین علیه السلام ان النبی صلى الله علیه وآله وسلم قال : أکرموا کریم قوم وإن خالفوکم وهؤلاء الفرس حکماء کرماء فقد ألقوا الینا السلام ورغبوا فی الإسلام وقد أعتقت منهم لوجه الله حقی وحق بنی هاشم ... الخ.

القمی،الشیخ عباس (المتوفى 1359 هـ)،سفینة البحار ومدینة الحکم والآثار، ج6، ص 165، الناشر : دار الأسوة، الطبعة : الثانیة، 1416 هـ .

سوء رای عمر بن الخطاب نسبت به ایرانی ها
مناقب ابن شهر آشوب : زمانی که اسیران ایرانی به مدینه وارد شدند عمر بن الخطاب قصد داشت تا زنان را در بازار برده فروشان بفروشد و و مردان را به منزله ی بنده ی عرب ها قرار دهد تا در طواف کعبه و اطراف آن افراد ضعیف و ناتوان را بر پشت خود قرار داده و حمل کنند.به همین دلیل امیر المؤمنین علیه السلام فرمود : پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : انسان های کریم و بزرگوار هر قومی را بزرگ بدارید حتی اگر با شما مخالفت کنند و این ایرانیان انسان هایی حکیم و بزرگوارند و بر ما سلام و درود فرستاده اند و نسبت به اسلام میل و رغبت نشان داده اند و من در راه خدا و برای خدا از حق خودم و بنی هاشم نسبت به آنان گذشتم و آنان را در راه خداوند آزاد کردم ... .

ملاحظه می فرمایید که اتفاقا این مطلب نشان دهنده ی محبت اهل بیت نسبت به ایرانیان و خشونت و بدرفتاری عمر بن الخطاب نسبت به آنان می باشد اما اسلام ستیزان دروغگو آن را قیچی کرده و بخش اول آن (سخن عمر بن الخطاب) را به دروغ به اهل بیت نسبت داده و سپس به دروغ آن را داخل در متن حدیث امام صادق علیه السلام کرده و باز هم با دروغ آن را به امام حسین علیه السلام نسبت داده اند !

نکته ی سوم : در ابتدای توضیح نکته ی قبلی گفتیم که عبارت «روشن است که هر عربی از هر ایرانی بهتر و بالاتر و هر ایرانی از دشمنان ما هم بدتر است.(العجم المذموم من کان عدونا)» ترجمه ی تحریف شده از شرح علامه مجلسی (رض) بر روایت است که نشان دهنده ی اوج شیادی اسلام ستیزان می باشد! علامه مجلسی (رض) پس از نقل این روایت از «معانی الاخبار» در «بحار الانوار» بر این روایت شرحی زده و می نویسد :

بیان: و شیعتنا العرب أی العرب الممدوح من کان شیعتنا و إن کان عجما و العجم المذموم من کان عدونا و إن کان عربا.

المجلسی، محمد باقر (المتوفى 1111هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار،ج 64، ص 176، تحقیق: جمعى از محققان‏، الناشر: دار إحیاء التراث العربی‏- بیروت - لبنان، الطبعة: الثانیة المصححة، 1403هـ - 1983م.

بیان (توضیح) : عبارت «وشیعتنا العرب» در روایت یعنی عرب ممدوح و مورد ستایش کسی است که شیعه ی ما باشد حتی اگر عجمی (غیر عرب) باشد و عجم مذموم کسی است که دشمن ما باشد حتی اگر عرب باشد.

حال خودتان مقایسه کنید بین این کلام علامه مجلسی (رض) در شرح روایت و ترجمه ی صد در صد تحریف شده به وسیله ی اسلام ستیزان ! مضحک آن که اسلام ستیزان به قدری نسبت به زبان عربی جاهل بوده اند که کلمه ی «بیان» (به معنای توضیح روایت) را به «روشن است» ترجمه کرده اند!

نکته ی چهارم : ممکن است برای کسی این سوال پیش بیاید که پس از پذیرفتن سه نکته ای که در بالا ذکر شد، چه توضیح و دفاعی برای متن اصلی روایت نقل شده از امام صادق علیه السلام در «معانی الاخبار» می توان ارائه داد ؟ آیا همان متن نیز ناظر بر نژاد پرستی و اهانت به ایرانیان یا به طور کلی غیر عرب ها نمی باشد ؟

در چند محور به این پرسش پاسخ می دهیم :

الف) با دقت در متن روایت در می یابیم که منظور از «عرب» و «عجم» در متن این روایت به هیچ وجه نمی تواند نژاد عرب و عجم باشد! چرا که اگر فرض کنیم چنین باشد با حقائق مسلم و ثابت شده مخالف است! (قرآن و سنت قطعیه) بسیاری از شیعیان و اصحاب خاص و ممدوح و مورد توجه اهل بیت علیهم السلام غیر عرب بودند و در روایات متعدد مورد ستایش اهل بیت علیهم السلام قرار گرفته اند و منزلت ویژه ای در نزد آنان داشته اند !

در نقطه ی مقابل افراد فراوانی از عرب و حتی از قریش بودند که مورد لعن و نفرین و طعن اهل بیت علیهم السلام قرار گرفتند! حال چگونه ممکن است مقصود از «عرب» و «عجم» در این روایت را نژاد عرب و غیر عرب فرض کنیم ؟!

حقیقت آن است که «قریش» و «عرب» و «عجم» در این روایت ناظر به مقام و منزلت می باشد و اتفاقا قرائن داخلی در این روایت نشان می دهد که اهل بیت علیهم السلام در مقام پاسخ به کسانی که نژاد عرب را بر سایر نژادها برتری می داده اند چنین فرموده اند.(شاهد روائی از کلام اهل بیت در اثبات این مدعا در ادامه خواهد آمد) به این معنا که قائلین به برتری نژاد عرب و به خصوص عرب قریش بر سایر نژادها، قریش را بر سایر اعراب و سایر اعراب را بر غیر اعراب برتری می داده اند (این مساله در تاریخ امری مشهور است به خصوص در میان کفار و مشرکین قریش) و اینجا بود که اهل بیت علیهم السلام فرموده اند : «نَحْنُ قُرَیْشٌ وَ شِیعَتُنَا الْعَرَبُ وَ عَدُوُّنَا الْعَجَمُ».یعنی این ما اهل بیت هستیم [که به عنوان برگزیدگان الهی] آن «قریش»ای هستیم که شما تصور می کنید و این شیعیان ما هستند که آن «عرب»ی هستند که شما تصور می کنید و مصداق حقیقی «عرب» آنان هستند و این دشمنان ما اهل بیت هستند که «عجم»ی هستند که شما تصور می کنید. (نژاد پرستان قریش، تمام کمالات را برای عرب قریش و تمام رذائل را برای غیر عرب متصور بودند)

به همین دلیل است که علامه مجلسی (رض) در شرح این روایت در توضیحی مختصر و کاملا دقیق می نویسد :

بیان: و شیعتنا العرب أی العرب الممدوح من کان شیعتنا و إن کان عجما و العجم المذموم من کان عدونا و إن کان عربا.

المجلسی، محمد باقر (المتوفى 1111هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار،ج 64، ص 176، تحقیق: جمعى از محققان‏، الناشر: دار إحیاء التراث العربی‏- بیروت - لبنان، الطبعة: الثانیة المصححة، 1403هـ - 1983م.

بیان (توضیح) : عبارت «وشیعتنا العرب» در روایت یعنی عرب ممدوح و مورد ستایش کسی است که شیعه ی ما باشد حتی اگر عجمی (غیر عرب) باشد و عجم مذموم کسی است که دشمن ما باشد حتی اگر عرب باشد.

اساسا همانطور که در ابتدای این محور از پاسخ گفتیم به هیچ وجه نمی توان مقصود از «عرب» و «عجم» در این روایت را نژاد دانست چرا که با مدح خیل عظیم افرادی که غیر عرب بوده اند از سوی اهل بیت علیهم السلام و همچنین لعن و تکفیر و تفسیق بسیاری از دشمنانِ عربِ اهل بیت علیهم السلام سازگاری ندارد و قبل از آن با قرآن کریم سازگاری نخواهد داشت و هر روایت یا برداشت و فهمی نیز که مخالف قرآن کریم باشد باطل است.

ب) با مراجعه به سایر روایات اهل بیت علیهم السلام با ادبیات مشابه در می یابیم که استدلال ما در محور «الف» تایید می شود.به این معنا که مقصود اهل بیت علیهم السلام در روایاتی از این دست از «عرب» و «عجم» به هیچ وجه «نژاد» عرب و عجم نمی باشد بلکه منظور صفات پسندیده و مقام و منزلت و ایمان می باشد و اتفاقا با مراجعه به کتب لغت نیز این استدلال تایید می شود.ابتدا به نکاتی از کتب لغت و سپس به سایر روایاتی از این دست اشاره می کنیم. (دقت داشته باشید که چون نمی توانیم بر اساس توضیحاتی که دادیم معنای رایج و مشهور عرب را در اینجا اعمال کنیم بایستی به سراغ معانی دیگر آن برویم و در مورد کلمه ی عجم نیز چنین است)

عَرَبٌ عارِبةٌ وعَرْباءُ: صُرَحاءُ. (کاربرد در معنای انسان خالص و پاک و روشن)

الأفریقی المصری، جمال الدین محمد بن مکرم بن منظور (المتوفی 711هـ)، لسان العرب،ج1، ص 586، الناشر: دار صادر - بیروت، الطبعة: الأولى.

(با توجه به معنای بالا، در روایات مورد بحث «عجم» نیز مخالف معنای ذکر شده را خواهد داشت)

اکنون روایات اهل بیت علیهم السلام :

عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ جَهْمِ بْنِ أَبِی جُهَیْمَةَ عَنْ بَعْضِ مَوَالِی أَبِی الْحَسَنِ ع قَالَ: کَانَ عِنْدَ أَبِی الْحَسَنِ مُوسَى ع رَجُلٌ مِنْ قُرَیْشٍ فَجَعَلَ یَذْکُرُ قُرَیْشاً وَ الْعَرَبَ فَقَالَ لَهُ أَبُو الْحَسَنِ ع عِنْدَ ذَلِکَ دَعْ هَذَا النَّاسُ ثَلَاثَةٌ عَرَبِیٌّ وَ مَوْلًى وَ عِلْجٌ فَنَحْنُ الْعَرَبُ وَ شِیعَتُنَا الْمَوَالِی وَ مَنْ لَمْ یَکُنْ عَلَى مِثْلِ مَا نَحْن‏ عَلَیْهِ فَهُوَ عِلْجٌ فَقَالَ الْقُرَشِیُّ تَقُولُ هَذَا یَا أَبَا الْحَسَنِ فَأَیْنَ أَفْخَاذُ قُرَیْشٍ وَ الْعَرَبِ فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ ع هُوَ مَا قُلْتُ لَکَ.

الکلینی الرازی، أبو جعفر محمد بن یعقوب بن إسحاق (المتوفى 328 هـ)، الکافی، ج 8، ص 226 و 227، ح 184،تحقیق: علی اکبر الغفاری، ناشر: دار الکتب الإسلامیة‏، تهران‏-ایران، الطبعة الرابعة،1407هـ .

یکی از موالی امام کاظم علیه السلام از ایشان نقل می کند که فرمودند : شخصی از قریش در نزد امام کاظم علیه السلام بود و از قریش و عرب می گفت (یعنی از مفاخر آنان).پس امام کاظم علیه السلام به او فرمود : این سخنان را رها کن.مردم سه دسته اند : «عربی» و «مولی» (وابسته به عرب) و «علج» (کفار عجم).عرب ماییم و موالی (وابسته به عرب) شیعیان ما هستند و هرکس که بر طریقه ی ما نباشد «علج» (کافر غیر عرب) است.آن مرد قریشی به امام کاظم علیه السلام گفت : ای ابو الحسن، این چنین می گویی ؟! پس خاندان های قریش و عرب کجایند ؟! امام کاظم علیه السلام فرمودند : حقیقت آن است که برایت گفتم.

ملاحظه می فرمایید که اصلا مقصود از «عرب» و «عجم» در چنین روایاتی ناظر به نژاد نیست بلکه ناظر به ایمان و مقام و منزلت است و همانطور که در بالا گفتیم، اتفاقا ائمه ی اهل بیت علیهم السسلام همانند آن چه در این روایت ملاحظه کردید، در مقام پاسخ به نژاد پرستان و متعصبان از عرب و قریش و رد تعصب نژادی آنان چنین گفته اند تا جایی که آن افراد متعصب بر نژاد عربی و قُرَشی تعجب نیز کرده اند!

ملا صالح مازندرانی در شرح روایت فوق می نویسد :

بقوله (دع هذا الناس ثلاثة عربى و مولى و علجا فنحن العرب و شیعتنا الموالى و من لم یکن على مثل ما نحن علیه فهو علج) اشار بتقسیم الناس الى ثلاثة اقسام الى أن المزیة و الکمال و الشرافة المعتبرة شرعا و عقلا انما هى دینیة و أراد بالعرب من قنن القوانین الشرعیة و أوضحها و بین الامور الدینیة و أفصحها و هو محمد صلى اللّه علیه و آله و أوصیاؤه علیهم السلام و بالموالى من تبعهم و نصرهم و أحبهم و وفى بعهدهم و هم الشیعة و بالعلج و هو الحمار الوحشى و الکافر العجمى الّذی لا یفهم المقاصد و لا یعرف المراشد من سواهم‏ ...

المازندرانی، مولى محمد صالح (المتوفى1081هـ)، شرح أصول الکافی، ج 12، ص 288،محقق / مصحح: ابوالحسن شعرانى ،‌ الناشر: المکتبة الإسلامیة - طهران، الطبعة : الأولى، 1382 هـ .

امام علیه السلام با این سخن که : «این سخنان را رها کن.مردم سه دسته اند : «عربی» و «مولی» (وابسته به عرب) و «علج» (کفار عجم).عرب ماییم و موالی (وابسته به عرب) شیعیان ما هستند و هرکس که بر طریقه ی ما نباشد «علج» (کافر غیر عرب) است» به تقسیم مردم به سه دسته اشاره کردند که برتری و کمال و شرافتی که در شرع و عقل محل اعتبار است شرافت دینی است و مقصود امام علیه السلام از «عرب» کسانی است که احکام شرعی را پایه گذاری کرده و آن را برای مردم واضح ساخته و امور دینی را برای آنان روشن ساخته اند و ایشان حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم و جانشیانش می باشند می باشند و مقصود از «موالی» کسان می باشد که از آنان پیروی کرده و آنان را یاری کرده و دوست داشته اند و به عهدشان وفا کرده اند و آنان شیعیان می باشند و مقصود از «علج» که حمار وحشی و کافر غیر عرب می باشد کسی است که اهداف و مقاصد شریعت و راه ها را از بی راهه نمی شناسد ...

أَبِی رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ یُوسُفَ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ مُوسَى ع قَالَ قَالَ: النَّاسُ ثَلَاثَةٌ عَرَبِیٌّ وَ مَوْلًى وَ عِلْجٌ فَأَمَّا الْعَرَبُ فَنَحْنُ وَ أَمَّا الْمَوْلَى فَمَنْ وَالانَا وَ أَمَّا الْعِلْجُ فَمَنْ تَبَرَّأَ مِنَّا وَ نَاصَبَنَا.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین،(المتوفی 381هـ)، معانی الأخبار،ص 403،ح 70، التحقیق : غفارى، على اکبر، ناشر: جامعه مدرسین - قم‏، نوبت چاپ : اول، 1403 هـ‏ .

صالح بن عقبه از امام کاظم علیه السلام نقل می کند که ایشان فرمودند : مردم سه دسته اند.«عربی» و «مولی» (وابسته به عرب) و «علج» (کافر غیر عرب).اما عرب ما [اهل بیت] هستیم و «مولی» (وابسته به عرب) آنان که موالات ما را در پیش گیرند و «علج» (کافر غیر عرب) کسی است که از ما بیزاری جوید و نسبت به ما دشمنی بورزد.

وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ سَلَمَةَ عَنْ عُمَرَ بْنِ سَعِیدِ بْنِ خُثَیْمٍ عَنْ أَخِیهِ مَعْمَرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ ع قَالَ: نَحْنُ الْعَرَبُ وَ شِیعَتُنَا مِنَّا وَ سَائِرُ النَّاسِ هَمَجٌ أَوْ هَبَجٌ قَالَ قُلْتُ وَ مَا الْهَمَجُ قَالَ الذُّبَابُ قُلْتُ وَ مَا الْهَبَجُ قَالَ الْبَق‏.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین،(المتوفی 381هـ)، معانی الأخبار،ص 404،ح 72، التحقیق : غفارى، على اکبر، ناشر: جامعه مدرسین - قم‏، نوبت چاپ : اول، 1403 هـ‏ .

معمر از امام جواد علیه السلام نقل می کند که ایشان فرمودند : ما «عرب» هستیم و شیعیانمان از ما هستند و سایر مردم همج یا هبج هستند.(نوعی مگس بسیار ریز شبیه پشه که بر روی بدن چارپایان می نشیند).معمر می گوید پرسیدم همج چیست ؟ امام فرمودند : مگس.پرسیدم هبج چیست؟ امام فرمودند : پشه.

أَبِی رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَى عَنْ أَخِی دَارِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ‏سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ مَنْ وُلِدَ فِی الْإِسْلَامِ فَهُوَ عَرَبِیٌّ وَ مَنْ دَخَلَ فِیهِ طَوْعاً أَفْضَلُ مِمَّنْ دَخَلَ فِیهِ کَرْهاً وَ الْمَوْلَى هُوَ الَّذِی یُؤْخَذُ أَسِیراً مِنْ أَرْضِهِ وَ یُسْلِمُ فَذَلِکَ الْمَوْلَى.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین،(المتوفی 381هـ)، معانی الأخبار،ص 404،ح 74، التحقیق : غفارى، على اکبر، ناشر: جامعه مدرسین - قم‏، نوبت چاپ : اول، 1403 هـ‏ .

محمد بن مسلم از امام باقر علیه السلام نقل می کند که ایشان فرمودند : کسی که بر اسلام به دنیا بیاید «عربی» است و هرکس که با میل خود مسلمان گردد افضل است از کسی که از روی بی میلی مسلمان شده است و «مولی» آن کسی است که از سرزمین خودش به اسارت گرفته شده و سپس اسلام می آورد و در نتیجه «مولی» است.

سَهْلُ بْنُ زِیَادٍ عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ یَزِیدَ عَنْ عَبْدِ رَبِّهِ بْنِ رَافِعٍ عَنِ الْحُبَابِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: مَنْ وُلِدَ فِی الْإِسْلَامِ حُرّاً فَهُوَ عَرَبِیٌّ وَ مَنْ کَانَ لَهُ عَهْدٌ فَخُفِرَ فِی عَهْدِهِ فَهُوَ مَوْلًى لِرَسُولِ اللَّهِ ص وَ مَنْ دَخَلَ فِی الْإِسْلَامِ طَوْعاً فَهُوَ مُهَاجِرٌ.

الکلینی الرازی، أبو جعفر محمد بن یعقوب بن إسحاق (المتوفى 328 هـ)، الکافی، ج 8، ص 148، ح 126،تحقیق: علی اکبر الغفاری، ناشر: دار الکتب الإسلامیة‏، تهران‏-ایران، الطبعة الرابعة،1407هـ .


الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین،(المتوفی 381هـ)، معانی الأخبار، ص 405، ح 77، التحقیق : غفارى، على اکبر، ناشر: جامعه مدرسین - قم‏، نوبت چاپ : اول، 1403 هـ‏ .

حباب بن موسی از امام باقر علیه السلام نقل می کند که ایشان فرمودند : هر آن کس که آزاد بر اسلام به دنیا بیاید «عربی» است و هر آن کس که عهدی دارد و بدان عهد عمل کند وابسته ی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم است و هر آن کس که با میل خویش مسلمان گردد مهاجر به حساب می آید.

علامه مجلسی (رض) در شرح روایت فوق می نویسد :

قوله علیه السلام:" من ولد فی الإسلام حرا فهو عربی" أی الأخبار الواردة فی مدح العرب تشتمل کل من ولد فی الإسلام حرا و کان على دین الحق و لو کان من العجم، لورود کثیر من الأخبار أنهم یحشرون بلسان العرب، و إن کان على غیر دین الحق یحشر بلسان العجم و إن کان من العرب.

المجلسی، محمد باقر (متوفاى 1111هـ)، مرآة العقول فی شرح اخبار آل الرسول،ج 25، ص 357، ناشر: دار الکتب الإسلامیة ـ تهران، الطبعة : الثانیة،1404هـ ـ 1263ش.

این قول امام علیه السلام که فرمودند : «هر آن کس آزاد بر اسلام زاده شود عربی است» منظور از آن اخبار وارد شده در زمینه ی مدح و ستایش «عرب» است و تمامی کسانی که آزاد بر اسلام به دنیا آمده اند و بر دین حق بوده اند حتی اگر [از جهت نژادی] غیر عرب باشند به دلیل ورود بسیاری از روایاتی که می گوید آنان در قیامت به زبان عربی مشهور می شوند و اگر بر غیر دین حق باشند به زبان غیر عرب محشور می شوند حتی اگر [از جهت نژادی] عرب باشند.

ملا صالح مازندرانی در شرح این روایت می نویسد :

(من ولد فى الاسلام حرا فهو عربى) لعل المراد بالعرب محمد رسول اللّه صلى اللّه علیه و آله لانه سید العرب و النسب صورى و معنوى و بعبارة اخرى جسمانى و روحانى، و المراد بهذا النسب المعنوى الروحانى و سیجی‏ء ان النسب الّذی یصلح للتفاخر به هو الاسلام‏.

المازندرانی، مولى محمد صالح (المتوفى1081هـ)، شرح أصول الکافی،ج 12، ص 149، تحقیق: مع تعلیقات: المیرزا أبو الحسن الشعرانی / ضبط وتصحیح: السید علی عاشور،‌ ناشر: دار إحیاء التراث العربی للطباعة والنشر والتوزیع - بیروت – لبنان، چاپ: الأولى1421 - 2000 م.

چه بسا منظور از عبارت «هر آن کس که آزاد بر اسلام متولد گردد عربی است» آن است که «عرب» پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است چرا که او سید العرب است و نسب هم صوری است و هم معنوی و به عبارت دیگر نَسَب هم جسمانی است و هم روحانی و منظور از نسب در این روایت، نَسَب معنوی روحانی است و در ادامه خواهد آمد که آن نَسَبی که شایسته ی افتخار کردن می باشد اسلام است.

عَنْهُ عَنْ یَحْیَى بْنِ الْمُبَارَکِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ أَوْ غَیْرِهِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع نَحْنُ بَنُو هَاشِمٍ وَ شِیعَتُنَا الْعَرَبُ وَ سَائِرُ النَّاسِ الْأَعْرَابُ.

الکلینی الرازی، أبو جعفر محمد بن یعقوب بن إسحاق (المتوفى 328 هـ)، الکافی، ج 8، ص 166، ح 183،تحقیق: علی اکبر الغفاری، ناشر: دار الکتب الإسلامیة‏، تهران‏-ایران، الطبعة الرابعة،1407هـ .

امام صادق علیه السّلام فرمودند : ما بنى هاشم هستیم و شیعیان ما عرب هستند و سایر مردم اعراب بیابان گرد مى‏باشند.

نکته ی جالب این روایت آن است که «اعراب بیابان گرد» نیز از نژاد «عرب» هستند و اگر قرار بود «عرب» در ابتدای روایت صرفا به معنای نژاد عرب باشد دیگر روایت بار معنایی قابل توجهی نمی داشت و به همین دلیل است که ما نیز گفتیم بایستی به سراغ سایر معانی و استعمالات برویم تا در فهم معنای این دسته از روایت دچار مشکل نشویم.در این روایت نیز همانطور که گفتیم مقصود از «عرب» بحث مقام و منزلت می باشد و دارا بودن صفات کمال و شیعیان اهل بیت علیهم السلام نیز چون به واسطه ی تبعیت از اهل بیت علیهم السلام دارای بالاترین مقامات می باشند مصداق «عرب» می شوند حتی اگر از جهت نژادی غیر عرب باشند.

علامه مجلسی (رض) نیز در شرح این روایت می نویسد :

قوله علیه السلام:" نحن بنو هاشم" أی ما ورد فی مدح بنی هاشم فالمراد أهل البیت علیهم السلام، أو من تبعهم على الحق أیضا، لا من خرج من أولاد هاشم عن الحق و کفر بالله بادعاء الإمامة بغیر حق، کبنی عباس و أضرابهم، و ما ورد فی مدح العرب فالمراد به جمیع الشیعة و إن کانوا من العجم، لأنهم یحشرون بلسان العرب، و سائر الناس من المخالفین هم الأعراب الذین قال الله فیهم"الْأَعْرابُ أَشَدُّ کُفْراً وَ نِفاقاً" و الأعراب سکان البادیة و إنما ذمهم الله لبعدهم عن شرائع الدین، و عدم هجرتهم إلى نصرة سید النبیین، و المخالفون مشارکون لهم فی تلک الأمور.

المجلسی، محمد باقر (متوفاى 1111هـ)، مرآة العقول فی شرح اخبار آل الرسول،ج 26، ص 35، ناشر: دار الکتب الإسلامیة ـ تهران، الطبعة : الثانیة،1404هـ ـ 1263ش.

این قول امام علیه السلام که «ما بنی هاشم» یعنی آن که هر آن چه در مدح بنی هاشم در روایات آمده است منظور از آن اهل بیت علیهم السلام می باشد یا هر آن کس که در مسیر حق از ایشان تبعیت کند نه آن کسی از بنی هاشم که از مسیر حق خارج گردد و با ادعای امامت به ناحق نسبت به خداوند کافر گردد مانند بنی عباس و مانند آنان و آن چه که در روایات در مدح و ستایش عرب وارد شده است منظور از آن تمام شیعیان است حتی اگر [از جهت نژاد] غیر عرب باشند چرا که آنان در قیامت به زبان عربی محشور می گردند و سایر مردم از مخالفین شیعه همان اعرابی هستند که خداوند در قرآن کریم در موردشان فرموده است : "الْأَعْرابُ أَشَدُّ کُفْراً وَ نِفاقاً" و مقصود از «اعراب» [از جهت لغت] ساکنان صحرا می باشد و خداوند آنان را به دلیل دوریشان از احکام دین و هجرت نکردشان برای یاری سرور پیامبران سرزنش کرده است و مخالفین شیعه با آنان در این امور شریک هستند.

ابن قاریاغدی نیز در شرح این روایت می نویسد :

ولعلّ المراد بهذا الحدیث أنّ ما ورد فی مدح بنی هاشم وشرفهم ولزوم متابعتهم فهو فینا أهل البیت، واحتمال إرادة الأعمّ بحیث یشمل سائر بنی هاشم سوى من خرج عن الحقّ منهم- کبنی عبّاس وأضرابهم- بعید جدّاً، بقرینة مقابلة بنی هاشم بالشیعة.


وما ورد فی مدح العرب فهو فی شیعتنا، وإن کانوا من العجم؛ لأنّهم یحشرون بلسان العرب، وما ورد فی ذمّ الأعراب، فهو سائر الناس من أهل الخلاف وأهل الکفر والنفاق، حیث قال اللَّه عزّ وجلّ: «الْأَعْرابُ أَشَدُّ کُفْراً وَ نِفاقاً».


والأعراب: سکّان البادیة، وإنّما ذمّهم اللَّه تعالى؛ لبُعدهم عن تحصیل شرائع الدِّین، وترکهم الهجرة إلى أمصار المسلمین، وإعراضهم عن نصرة سیّد المرسلین، والمخالفون مشارکون معهم فی ذلک کلّه، بل هم أشدّ کفراً ونفاقاً، حیث یعاندون الحقّ وأهله، ویسعون فی تضییع حدود ما أنزل اللَّه على رسوله.

ابن قاریاغدى، محمد حسین‏ (المتوفى 1089 هـ)، البضاعة المزجاة (شرح کتاب الروضة من الکافی لابن قاریاغدی)،ج2، ص 506 و 507، محقق / مصحح: احمدى جلفائى، حمید، ناشر: دار الحدیث‏ - قم، الطبعة : الأولى، 1429 ق- 1387 ش‏.

و چه بسا منظور از این حدیث آن باشد که آن چه در روایات در مدح بنی هاشم و شرف ایشان و لزوم پیروی از آنان وارد شده است در مورد ما اهل بیت است و احتمال این که عموم بنی هاشم به جز آنان که از مسیر حق خارج شدند ما بنی عباس و امثالشان به قرینه ی مقابله ب بنی هاشم با شیعه بسیار بعید است.


و آن چه که در مورد مدح عرب در روایات وارد شده منظور از آن شیعیان ما اهل بیت است چرا که آنان به زبان عربی در روز قیامت محشور می گردند و آن چه که در مورد سرزنش عرب ها در روایات وارد شده منظور از آن سایر مردم از مخالفین شیعه و کافران و منافقین است آن جا که خداوند می فرماید : «الْأَعْرابُ أَشَدُّ کُفْراً وَ نِفاقاً».


و اعراب ساکنان صحرا هستند و خداوند آنان را به دلیل دوریشان از تحصیل احکام دین و عدم هجرت به سرزمین های مسلمانان و روی گردانیشان از یاری سرور فرستادگان خدوند سرزنش کرده است و مخالفین شیعه در همه ی این موارد با آنان شریک هستند بلکه کفر و نفاقشان شدیدتر از آنان است به این دلیل که نسبت به حق و اهل حق عناد می ورزند و در راستای تضییع حدودی که خداوند بر پیامبرش نازل کرده است تلاش می کنند.

سَهْلٌ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ حَنَانٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع نَحْنُ قُرَیْشٌ وَ شِیعَتُنَا الْعَرَبُ وَ سَائِرُ النَّاسِ عُلُوجُ الرُّوم‏.

الکلینی الرازی، أبو جعفر محمد بن یعقوب بن إسحاق (المتوفى 328 هـ)، الکافی، ج 8، ص 166، ح 184،تحقیق: علی اکبر الغفاری، ناشر: دار الکتب الإسلامیة‏، تهران‏-ایران، الطبعة الرابعة،1407هـ .

زراره از امام صادق علیه السلام نقل می کندکه ایشان فرمودند : ما قریش هستیم و شیعیان ما عرب و سایر مردم کفار روم هستند.

و در روایتی جالب که از امام صادق علیه السلام نقل شده است چنین می خوانیم :

وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَارُونَ عَنْ أَبِی یَحْیَى الْوَاسِطِیِّ عَمَّنْ ذَکَرَهُ قَالَ: قَالَ رَجُلٌ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ النَّاسَ یَقُولُونَ مَنْ لَمْ یَکُنْ عَرَبِیّاً صَلْباً أَوْ مَوْلًى صَرِیحاً فَهُوَ سِفْلِیٌّ فَقَالَ وَ أَیُّ شَیْ‏ءٍ الْمَوْلَى الصَّرِیحُ فَقَالَ لَهُ الرَّجُلُ مَنْ مُلِکَ أَبَوَاهُ قَالَ وَ لِمَ قَالُوا هَذَا قَالَ قَالُوا لِقَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ ص مَوْلَى الْقَوْمِ مِنْ أَنْفُسِهِمْ فَقَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ أَ مَا بَلَغَکَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ أَنَا مَوْلَى مَنْ لَا مَوْلَى لَهُ وَ أَنَا مَوْلَى کُلِّ مُسْلِمٍ عَرَبِیِّهَا وَ عَجَمِیِّهَا فَمَنْ وَالَى رَسُولَ اللَّهِ ص أَ لَیْسَ یَکُونُ مِنْ نَفْسِ رَسُولِ اللَّهِ ص ثُمَّ قَالَ أَیُّهُمَا أَشْرَفُ مَنْ کَانَ مِنْ نَفْسِ رَسُولِ اللَّهِ ص أَوْ مَنْ کَانَ مِنْ نَفْسِ أَعْرَابِیٍّ جِلْفٍ بَائِلٍ عَلَى عَقِبَیْهِ ثُمَّ قَالَ ص مَنْ دَخَلَ فِی الْإِسْلَامِ رَغْبَةً خَیْرٌ مِمَّنْ دَخَلَ رَهْبَةً وَ دَخَلَ الْمُنَافِقُونَ رَهْبَةً وَ الْمَوَالِی دَخَلُوا رَغْبَةً.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین،(المتوفی 381هـ)، معانی الأخبار،ص 405، ح 78، التحقیق : غفارى، على اکبر، ناشر: جامعه مدرسین - قم‏، نوبت چاپ : اول، 1403 هـ‏ .

ابو یحیی واسطی از شخصی نقل می کند که آن شخص به امام صادق علیه السلام گفت مردم (مخالفین شیعه) می گویند هرکس که از نژاد عربی نباشد و یا مولای صریح نباشد پَست و فرومایه است.امام صادق علیه السلام فرمودند : مولای صریح چه کسی است؟ آن شخص گفت : کسی که اگر از نژاد عربی نیست پدر و مادرش مملوک افرادی از نژاد عرب بوده باشند.اما صادق علیه السلام فرمودند : چرا این چنین می گویند ؟ آن شخص گفت : به دلیل این کلام رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم که فرمودند : مولای هر قومی از خودشان است.امام علیه السلام [از روی تعجب] فرمودند : سبحان الله ! مگر این سخن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم به تو نرسیده است که ایشان فرمودند : من مولای هر کسی هستم که مولایی ندارد و من مولای هر مسلمانی هستم چه عرب باشد و چه غیر عرب.پس هر کس که پیامبر راولی خود قرار دهد از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نیست ؟ سپس امام علیه السلام فرمودند : کدام یک از این دو شرافتمندانه تر است؟ کسی که از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم باشد یا کسی که عرب بیابان گرد بی نزاکتی باشد که بر پاشنه ی پای خویش ادرار می کند؟ امام علیه السلام سپس فرمودند : هرکس که با میل خویش مسلمان گردد برتر است از کسی که از ترس مسلمان گردد [این کلام امام علیه السلام طعنه و کنایه به منافقان عرب می باشد] و منافقان [مقصود منافقان عرب است] از روی ترس مسلمان شدند و موالی (کسانی که غیر عرب بودند و مسلمان شدند) از روی میل و رغبت اسلام را اختیار کردند.

از مجموع روایاتی که از نظرتان گذشت در می یابیم که در روایاتی از این دست مقصود از «عرب» اهل بیت علیهم السلام و و پیروان حقیقی ایشان می باشد که ممکن است نژادشان عربی باشد یا غیر عربی و مقصود از «عجم» در این روایات، کفار و منافقین می باشد که ممکن است نژادشان عربی یا عجمی باشد و خود ائمه علیهم السلام این چنین کلامشان را برای ما تفسیر کرده و اتفاقا در پاسخ به نژاد پرستان عرب و قریش چنین فرموده اند!

بنا بر این، این روایات نه تنها به سود اسلام ستیزان دروغگو و فریبکار نیست بلکه به ضرر آنان می باشد چرا که نشان دهنده ی مبارزه ی ائمه ی اهل بیت علیهم السلام با نژاد پرستی عربی آن هم در دورانی است که حاکمان ظالم و جنایتکار و نژاد پرست بر مسند قدرت تکیه زده بوده اند!

ج) محور سوم و پایانی آن که روایت مورد استناد اسلام ستیزان از جهت سندی اعتبار ندارد و دارای روات مجهول و ضعیف است.(مانند عثمان بن جبلة که مجهول است) البته بحث سندی برای ما اهمیتی ندارد چرا که متن روایت فاقد هر نوع اشکالی می باشد و با در نظر گرفتن سایر روایات با اسانید دیگر به حقیقت کلام اهل بیت علیهم السلام پی می بریم و اشکال و شبهه ای باقی نمی ماند.

نتایج بحث

1) روایت مورد استناد اسلام ستیزان شیاد منسوب به امام صادق علیه السلام می باشد و نه امام حسین علیه السلام.

2) عبارت «روشن است که هر عربی از هر ایرانی بهتر و بالاتر و هر ایرانی از دشمنان ما هم بدتر است» نه در متن حدیث و نه در هیچ حایی دیگر وجود خارجی ندارد و از جعلیات اسلام ستیزان است و با تحریف و وارونه سازی کامل شرح علامه ی مجلسی (رض) بر روایت این عبارت جعلی و دروغین را جزو متن روایت قرار داده اند.

3) عبارت «ایرانیان را باید دستگیر کرد و به مدینه آورد، زنانشان را بفروش رسانید و مردانشان را به بردگی و غلامی اعراب گماشت» جزو متن روایت نیست! بلکه شیخ عباس قمی آن را از قول عمر بن الخطاب و به نقل از داستانی در کتاب مناقب ابن شهر آشوب پس از نقل روایت مورد بحث آورده است و اتفاقا در ادامه ی داستان، امیر المؤمنین با ایرانیان برخورد بسیار خوب و دوستانه ای داشته و عمر بن الخطاب را از بدرفتاری با ایرانیان منع می کنند که اسلام ستیزان دغل کار این قسمت از داستان را کاملا حذف و قیچی کرده اند!


4) بر اساس قرائن داخلی روایت مورد بحث و روایات مشابه، اصلا و ابدا منظور از «عرب» و «عجم» در روایاتی از این دست نژاد نمی باشد بلکه منظور از «عرب» اهل بیت علیهم السلام و پیروان و شیعیانشان می باشند حتی اگر از نژاد عرب نباشند و منظور از «عجم» کفار و منافقین می باشند حتی اگر از نژاد عرب باشند و خود اهل بیت علیهم السلام چنین فرموده اند و علمای امامیه نیز به این مطلب صراحتا اشاره کرده اند.

5) بسیاری از اصحاب خاص و نزدیکان مورد اعتماد اهل بیت علیهم السلام و شیعیانشان که مورد ستایش ایشان نیز قرار گرفته اند غیر عرب بوده اند و بسیاری از دشمنانشان که مورد لعن و نفرین و تکفیر و تفسیق خداوند و ایشان قرار گرفته اند عرب بوده اند.بنا بر این برداشت ناقص و دروغین اسلام ستیزان جاهل با واقع و حقیقت کاملا تعارض دارد.

6) احادیث و روایات قابل توجهی در مدح ایرانیان از زبان اهل بیت علیهم السلام در مصادر حدیثی و تاریخی وارد شده است که داستان نقل شده در مناقب ابن شهر آشوب (که در بالا بدان اشاره شد) یک نمونه از آن می باشد.(امیر المؤمنین طبق آن روایت، ایرانیان را انسان هایی حکیم و کریم خوانده اند)

7) احادیث و روایات قابل توجهی در نهی از نژاد پرستی در مصادر حدیثی و تاریخی وجود دارد و سیره ی عملی اهل بیت علیهم السلام نیز ثابت کننده ی این مساله است.برخی از روایاتی که بدان اشاره کردیم صراحت در نهی و رد نژادپرستی داشت. [کلیک کنید]

8) هر نوع برداشت نژاد پرستانه از روایات و احادیث کاملا مردود و باطل است چرا که طبق آیات قرآن کریم و سیره ی قطعی و سنت عملی اهل بیت علیهم السلام، ملاک برتری تقوا و ایمان و عمل است و نه نژاد و بر اساس قواعد مسلّم و ثابت در نزد امامیه هر آن چه که با قرآن کریم و سنت قطعیه مخالف باشد مردود و باطل است.

9) روایت مورد استناد اسلام ستیزان از جهت سندی قابل خدشه می باشد گرچه این روایت از نظر متنی فاقد هر نوع اشکال می باشد و با قرار دادن آن در کنار سایر روایات مشابه به معنای حقیقی آن پی می بریم و ثابت می گردد که این روایات اتفاقا در نهی از نژاد پرستی و مدح و ستایش مکتب حقه ی شیعه ی امامیه می باشد.

دانلود پاسخ به این شبهه در قالب PDF : [کلیک کنید]

مطلب مرتبط (مطالعه شود) :

http://al-shia.blog.ir/post/852

موافقين ۱ مخالفين ۰ ۹۷/۰۶/۲۱
فرشید ایرانی | Farshid Irani

امام حسین سفینه البحار شیخ عباس قمی

حقانیت شیعه و رد شبهات

دروغ های اسلام ستیزان

دروغ های باستان ستایان

دروغ های باستان گرایان

دروغ های برنامه سرزمین جاوید

دروغ های بهرام مشیری

دروغ های زرتشتیان

دروغ های سرزمین جاوید

شبهات اسلام ستیزان

شبهات باستان ستایان

شبهات باستان گرایان

شبهات زرتشتی گری

شبهه روایت سفینه البحار شیخ عباس قمی

شبهه شیعیان ما عرب و دشمنان ما عجم

شبهه ما از تبار قریش هستیم

شبهه نامه امام حسین به فرماندار ری

شبهه نظر امام حسین در مورد ایرانی ها

فرشید ایرانی

فرشید شرفی

ما از تبار قریش هستیم

نظر امام حسین در مورد ایرانی ها

نظر امام صادق در مورد ایرانی ها

نظر اهل بیت در مورد ایران

نظر اهل بیت در مورد ایرانی ها

وبلاگ الشیعة

وبلاگ الشیعه

وبلاگ حقانیت شیعه

وبلاگ فرشید شرفی

پاسخ به شبهات اسلام ستیزان

پاسخ به شبهات باستان ستایان

پاسخ به شبهات باستان گرایان

پاسخ به شبهات در مورد امام حسین

پاسخ به شبهات زردشتیان

پاسخ به شبهات عزاداری

پاسخ به شبهات محرم

نظرات (۱)

۲۶ شهریور ۹۷ ، ۰۰:۱۳ حمید اسدپور
احسنتم.بسیار عالی بود.استفاده کردم.
پاسخ:
تشکر.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Flag Counter