حقانیت شیعه و رد شبهات

حقانیت شیعه و رد شبهات

ابراهیم بن شیبة الایرانی

* به علت کمبود وقت از ترجمه ی متون درخواستی جدا معذوریم

* شبهات و سوالات علمی خود را در قسمت نظرات ارسال کنید تا در صف سوالات قرار گرفته و به آن پاسخ داده شود (به سؤالات تکراری به هیچ وجه پاسخ داده نمی شود)

* برای دسترسی آسان به موضوعات مورد نظرتان، از قسمت " طبقه بندی موضوعی " استفاده کنید

* در صورت خرابی و یا لود نشدن تصاویر به ما اطلاع دهید

* نقل و درج مطالب موجود در وبلاگ به نام شخص یا مؤسسه ای خاص در هر تارنمای اینترنتی و غیر از آن شرعا حرام می باشد (نقل همراه با ذکر منبع یا بدون اشاره به شخص و مؤسسه ای خاص جایز می باشد)

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

آیا امام زمان (ع) فرموده اند کتاب کافی برای شیعیان کافی است ؟ (الکافی کاف لشیعتنا)


یکی از مطالبی که وهابیون به آن استناد می کنند و برخی عوام نیز آن را صحیح می دانند،قولی است که از جانب امام زمان علیه السلام در مورد کتاب اصول کافی بیان می شود که ایشان فرموده اند : " کاف لشیعتنا " یعنی کتاب اصول کافی برای شیعیان ما کافی است.
اما آیا این جمله واقعا از جانب امام زمان (ع) صادر شده است ؟ صحت انتساب این قول به امام زمان (ع) در چه حدی است ؟

ابتدا باید بگوییم که این کلام هرگز از خود شیخ کلینی (ره) (صاحب کتاب کافی) یا شاگردان ایشان یا افراد منتسب به ایشان صادر نشده است بلکه این عبارت را برخی از محققین کتاب کافی در مقدمه ی تحقیق خود در بعضی چاپ ها به عنوان حکایتی که در بین برخی مشهور شده است آورده اند.

به عنوان مثال،محققین در کتاب اصول کافی چاپ " دار الکتب الاسلامیة " می نویسند :

و یعتقد بعض العلماء أنّه عرض على القائم - صلوات اللّه علیه - فاستحسنه و قال: کاف لشیعتنا.


الکافی،ج1 (مقدمه ی محقق)،ص25 ط دار الکتب الاسلامیة

و بعضی از علماء معتقدند که این کتاب بر امام زمان (ع) عرضه شده است و امام آن را تحسین نموده و فرموده اند : برای شیعیان ما کافی است.

 

 

لینک اسکن کتاب و صفحات مذکور :

http://s5.picofile.com/file/8160603918/000.png

 

http://s5.picofile.com/file/8160603968/001.png

 

http://s5.picofile.com/file/8160603992/002.png

نکته ی جالب آن که محقق کتاب در پاورقی در مورد این عبارت می نویسد :


(5) روضات الجنّات ص 553 نقلا من منیة المرتاد و کأنّها قصة روائیة.

الکافی،ج1 (مقدمه ی محقق)،ص25 پاورقی ط دار الکتب الاسلامیة

(5) نقل شده از روضات الجنات ص 553 به نقل از منیة المرتاد و گویا این عبارت یک قصه ی روایی است.


تا اینجا چند مورد برای ما مشخص می شود.یکی این که مطابق عبارت " برخی علماء " چنین اعتقادی دارند.این که این علماء چه کسانی هستند و مبنای این اعتقادشان چیست برای ما مشخص نیست.چون صرف اعتقاد یک عالم برای ما حجیت نمی آورد.بایستی انتساب قول به معصوم ثابت گردد وگرنه این قول مورد اعتماد نخواهد بود.

نکته ی دیگر این که مرحوم خوانساری این مطلب را در " روضات الجنات " به نقل از " منیة المرتاد " نقل کرده و طبق قول محققین کتاب کافی یک قصه و حکایت روایی است ! جالب آن که هیچ سندی هم برای این حکایت موجود نیست !

نکته ی قابل توجه دیگر این که نه خود شیخ کلینی و نه هیچکدام از شاگردان ایشان و نه حتی تا 7 قرن پس از وفات شیخ کلینی چنین لفظی و عبارتی در مورد کتاب کافی موجود نبوده است ! به راستی اگر چنین کلامی از لسان مبارک امام زمان (ع) صادر شده بود،خود شیخ کلینی و یا شاگردان ایشان بایستی برای نشان دادن ارزش کتاب و اعتبار کتاب به آن استناد می کردند حال آن که تا هفت قرن پس از وفات شیخ کلینی اثری از این کلام نیست !

برخی از محققین بر این باور هستند که اولین نفری که این حکایت را نقل کرده است،مولی خلیل قزوینی است که در ترجمه ی او در کتاب " ریاض العلماء " به این مطلب اشاره شده است :

و من أغرب أقواله القول بأن الکافی بأجمعه قد شاهده الصاحب (ع) و استحسنه و أن کل ما وقع فیه بلفظ روی فهو مروی عن الصاحب علیه السلام بلا واسطة.

ریاض العلماء و حیاض الفضلاء،ج2،ص261

و از عجیب ترین اقوال او (مولی خلیل قزوینی) این است که امام زمان (ع) تمامی کتاب کافی را دیدند و تحسین نمودند و هر آن چه در کتاب کافی با لفظ " روی " نقل شده است،منقول از امام زمان (ع) به صورت بدون واسطه است.

 

 

لینک اسکن صفحات مذکور :

http://s5.picofile.com/file/8160604492/001.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8160604526/002.png

 

http://s5.picofile.com/file/8160604568/003.png




البته برخی از محققین انتساب این قول به " مولی خلیل قزوینی " را صحیح نمی دانند و رد می کنند و دلیل قابل توجهی نیز برای خود دارند.دلیل این گروه از محققین آن است که " محدث استر آبادی " که شیخ و رییس اخباریون در زمان خودش بود و پنجاه سال قبل از " مولی خلیل قزوینی " از دنیا رفته است،انتساب این عبارت به امام زمان (ع) را رد کرده است.حال چگونه ممکن است که " مولی خلیل قزوینی " که او نیز اخباری مسلک است،قول رییس و شیخ اخباری مسلکان یعنی " محدث استر آبادی " را رد کند ؟

نکته ی مهم تر این که حتی ما اگر انتساب این قول به " مولی خلیل قزوینی " را هم بپذیریم،باز هم برای ما چیزی ثابت نمی شود.چرا که برای ما معلوم نیست مولی خلیل قزوینی آن را از چه کسی یا کسانی نقل کرده است و سندی برای این قول موجود نیست.

برخی از محققین بر این باور هستند که یکی از احتمالاتی که ممکن است در صدور این جمله نقش داشته باشد،برداشت غلط و فهم نادرست برخی از عوام از حدیثی در کتاب " معانی الاخبار " شیخ صدوق رضوان الله علیه باشد که ما حدیث را برای شما نقل می کنیم :

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ بْنِ إِسْحَاقَ الطَّالَقَانِیُّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ الْعَزِیزِ بْنُ یَحْیَى الْجَلُودِیُّ قَالَ أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ زَکَرِیَّا قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَارَةَ عَنْ أَبِیهِ قَالَ: حَضَرْتُ عِنْدَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَاقِرِ ع فَدَخَلَ عَلَیْهِ رَجُلٌ فَسَأَلَهُ عَنْ کهیعص فَقَالَ ع کَافٌ کَافٍ لِشِیعَتِنَا هَا هَادٍ لَهُمْ یَا وَلِیٌّ لَهُمْ عَیْنٌ عَالِمٌ بِأَهْلِ طَاعَتِنَا صَادٌ صَادِقٌ لَهُمْ وَعْدَهُمْ حَتَّى یَبْلُغَ بِهِمُ الْمَنْزِلَةَ الَّتِی وَعَدَهَا إِیَّاهُمْ فِی بَطْنِ الْقُرْآن‏.

معانی الاخبار،ص28 ط دفتر انتشارات اسلامی



لینک اسکن صفحات مذکور :



http://s5.picofile.com/file/8160605018/001.jpg


http://s5.picofile.com/file/8160605092/002.png




همانطور که در قسمت مشخص شده ملاحظه می کنید، عبارت " کاف کاف لشیعتنا " از قول اما صادق علیه السلام در مورد حرف مقطعه ی " کاف " در  " کهیعص " صادر شده است و گروهی از محققین معتقدند که در گذر زمان در اثر فهم نادرست برخی عوام،این عبارت تبدیل شده به " الکافی کاف لشیعتنا " و به امام زمان (ع) نسبت داده شده است.

حال قصد داریم تا اقوال علمای بزرگ متاخر و متقدم شیعه را در این باب برای شما بیاوریم تا بطلان انتساب عبارت " الکافی کاف لشیعتنا " (کتاب کافی برای شیعیان ما کافی است) بهتر برای شما مشخص گردد :

علامه ی مجلسی رضوان الله علیه یکی از علمای بزرگ شیعه است که انتساب این قول به امام زمان صلوات الله علیه را باطل می داند :

و أمّا جزم بعض المجازفین بکون جمیع الکافی معروضا على القائم علیه السّلام لکونه فی بلدة السفراء فلا یخفى ما فیه على ذى لب‏ ...

مرآة العقول،ج1،ص22 ط دار الکتب الاسلامیة

بعضی از گزافه گویان با قاطعیت می گویند که تمام کتاب کافی بر امام زمان (ع) عرضه شده است زیرا کلینی در سرزمین نایبان آن حضرت بوده است اما نادرستی این کلام بر صاحبان عقل و خرد پوشیده نیست ...



لینک اسکن صفحات مذکور :




http://s5.picofile.com/file/8160605550/000.jpg


http://s5.picofile.com/file/8160605700/001.png


http://s5.picofile.com/file/8160605750/002.png




همانطور که ملاحظه می فرمایید،علامه ی مجلسی رضوان الله علیه قائلین به این کلام را گزافه گو و به دور از عقلانیت می داند.

میرزای نوری رحمة الله علیه از دیگر علمای بزرگ شیعه است که انتساب این قول به امام زمان را صریحا رد می کند و نادرست می داند :

من أنه عرض على الإمام الحجة علیه السلام و انه قال عنه: «ان هذا کاف لشیعتنا» فبین انه لا أصل له و لا أثر فی مؤلفات أصحابنا، و لم تأت به روایة قط لا صحیحة و لا ضعیفة، بل صرّح المحدث الأسترآبادی- و هو شیخ الأخباریین فی عصره- بأنه لا أصل له و لا حقیقة ...

خاتمة مستدرک الوسائل،ج1،ص39 ط موسسة آل البیت علیهم السلام


و این که کتاب کافی به امام زمان (ع) عرضه شده است و ایشان فرموده اند : " این کتاب برای شیعیان ما کافی است " اصل و اساسی ندارد و اثری از آن در کتب اصحاب ما نیست و هیچ روایتی نه ضعیف و نه صحیح در مورد آن نیامده است بلکه محدث استرآبادی،شیخ و رییس اخباریون در زمان خودش،تضریح کرده که این کلام اصل و اساسی نداشته و حقیقت ندارد ...



لینک اسکن صفحات مذکور :



http://s5.picofile.com/file/8160606026/001.png


http://s5.picofile.com/file/8160606034/002.png




همانطور که ملاحظه نمودید هم مرحوم میرزای نوری رحمة الله علیه و هم محدث استرآبادی (که از متعصبین در اخباری گری بوده است) انتساب این کلام به امام زمان علیه السلام را باطل دانسته و آن را رد می کنند

علامه ی عسکری رضوان الله علیه در این مورد می نویسند :

قول مجهول قائله
أما ما قیل من أن المهدى ( ع ) قال : إن الکافی کاف لشیعتنا ، فإنه قول مجهول راویه ولم یسم أحد اسمه ، ویدل على بطلانه تألیف مئات کتب الحدیث بمدرسة أهل البیت بعد الکافی مثل : من لا یحضره الفقیه ، ومدینة العلم والتهذیب والاستبصار والبحار ووسائل الشیعة وجامع أحادیث الشیعة ، إلى غیرها.


معالم المدرستین،ج3،ص356 ط مکتبة مدبولی – قاهرة

سخنی که گوینده ی آن مجهول است
اما آن چه گفته شده که حضرت مهدی (ع) فرموده اند : کتاب کافی برای شیعیان ما کافی است،سخنی است که گوینده ی آن مجهول است و کسی نام او را ذکر نکرده است و تالیف صد ها کتاب حدیث در مکتب اهل بیت بعد از کتاب کافی مثل " من لا یحضره الفقیه،مدینة العلم و " التهذیب " و " الاستبصار " و " بحار الانوار " و " وسائل الشیعة " و " جامع احادیث الشیعة " و غیر از آن دلالت بر بطلان این قول دارد.




لینک اسکن صفحات مذکور :



http://s5.picofile.com/file/8160606276/001.png


http://s5.picofile.com/file/8160606350/002.png




استدلال علامه ی عسکری (ره) نیز در نوع خود محکم و قابل توجه است.اگر چنین قولی از جانب امام زمان (ع) صادر شده بود،دیگر نیازی نبود تا علمای شیعه کتب حدیثی دیگری را تالیف کنند و به جای آن به شرح و تفسیر اصول کافی می پرداختند اما همانطور که در بالا اشاره کردیم،تا هفت قرن پس از وفات شیخ کلینی اصلا چنین قولی وجود خارجی هم نداشته است  و طبق نظر برخی از محققین انتساب این قول به مولی خلیل قزوینی نیز باطل است.(در بالا به آن اشاره کردیم)

همچنین شیخ علی آل محسن از علمای معاصر در کتاب " لله ثم للحقیقة " این گونه می نویسد :

وأقول: أما أن کتاب الکافی من أهم المصادر الشیعیة فهو صحیح، وأما أنه موثَّق من قبل الإمام المنتظر عجل الله تعالى فرَجه الشریف فهو غیر صحیح، لأن ذلک لم یثبت عنه بسند معتبر، وإنما هو کلام قیل، ولا أصل له. والمذکور فی مقدمة الطبعة الجدیدة من کتاب الکافی للدکتور حسین علی محفوظ هو أن بعض العلماء یعتقد أن الکافی عُرض على القائم علیه السلام فاستحسنه، وقال: کافٍ لشیعتنا. وهو خبر ضعیف بالإرسال، بل هو باطل فی نفسه، لأن کتاب الکافی لیس کافیاً للشیعة، ولهذا اعتنى العلماء بغیره من کتب الحدیث الأخرى المکمِّلة له، وهذا أمر معلوم غیر قابل للإنکار.

لله و للحقیقة،ج2،ص575و576

و من (شیخ علی آل محسن) می گویم : این که کتاب اصول کافی از مهم ترین مصادر شیعه است صحیح است اما اینکه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آن را تایید کرده اند صحیح نیست.چرا که این با سند معتبر ثابت نشده است و کلامی است که گفته شده و اصل و اساسی ندارد و در مقدمه ی چاپ جدید کتاب کافی دکتر حسین علی آمده که برخی علما معتقدند کتاب کافی بر امام زمان (ع) عرضه شده است و ایشان آن را تحسین کرده اند و فرموده اند برای شیعیان ما کافی است.و این خبری ضعیف و مرسل بلکه باطل است چرا که کتاب کافی برای شیعیان کافی نیست و به همین دلیل علماء به تالیف کتب دیگر برای تکمیل این کتاب پرداختند و این امری است مشخص که جایی برای انکار ندارد.



لینک اسکن صفحات مذکور :




http://s5.picofile.com/file/8160607392/001.png


http://s5.picofile.com/file/8160607434/002.png


http://s5.picofile.com/file/8160607492/003.png




نتایج :

1. مرحوم شیخ کلینی رضوان الله علیه و شاگردان ایشان هرگز سخنی در مورد عرضه ی کتاب کافی بر امام زمان یا تایید کتاب از جانب امام زمان یا کافی دانستن کتاب برای شیعیان از جانب امام زمان (ع) نگفته اند.همچنین تا هفت قرن پس از وفات شیخ کلینی نیز چنین کلامی در میان نبوده است.

2. عبارت " کاف لشیعتنا " در مورد کتاب کافی را برخی محققین کتاب کافی در مقدمه ی تحقیق خود در کتاب کافی آورده اند و غالبا آن را از کتاب " روضات الجنات " که خود آن را از " منیة المرتاد " نقل کرده است آورده اند و اصل این قضیه یک داستان است و هیچ سندی چه صحیح و چه ضعیف ندارد.

3. برخی از محققین معتقدند اولین کسی که این عبارت را بیان کرده است، " مولی خلیل قزوینی است " اما برخی از محققین انتساب این قول به " مولی خلیل قزوینی " را صحیح نمی دانند و رد می کنند.

4. محدث استرآبادی (از شیوخ اخباریون) ، علامه ی مجلسی (ره) و میرزای نوری (ره) از جمله ی علمای اخباری هستند که انتساب این قول به امام زمان علیه السلام را باطل می دانند.

5. علامه ی عسکری رضوان الله علیه و شیخ علی ال محسن از جمله ی علمای معاصر هستند که انتساب این قول به امام زمان (ع) را باطل می دانند.




نظرات  (۹)

سلام
واقعا مطلبی بسیار بسیار عالی و مفید بود
اجرتون به آقا امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف
پاسخ:
وعلیکم السلام

سلامت باشید
سلام .از مطالبتون ممنونم.مقاله ای که در رد شبهات لیلة المبیت گفتم رو ننوشتید؟
پاسخ:
سلام علیکم.ان شاء الله اون هم به وقتش اما اصل مطلبی که شما مد نظرتون هست برمیگرده یه کیفیت و چگونگی علم غیب و نکته ی مهم اینه که ما اول باید بگیم هیچ الزامی وجود نداره که ما به طور قطع و یقین بگیم امیر المومنین خبر داشته اند یا خبر نداشته اند چون هر دو گزینه محتمل هست و ما دو حالت داریم :

اول : امیر المومنین به خواست خداوند از نجات پیدا کردنشون خبر دار نبوده اند (چون علم غیب معصومین من عند الله هست و نه استقلالی و همچنین داریم اذا شاءوا علموا و اگر بخوان خبر دار میشن و ممکنه امیر المومنین هم نخواسته اند که بدانند) و در این حالت فضیلت ثابت هست و قطعی.

دوم : امیر المومنین از نجاتشون خبر داشته اند و با این حالت باز هم ایرادی وارد نیست چون ایشون احتمال بداء رو در نظر داشته اند چون ممکن هست در کاری بداء صورت بگیره و امر جور دیگه ای رقم بخوره.نکته ی دیگه هم این که امیر المومنین هرگز جز در مورد سلامت اسلام نگران نبودند و مطیع صد در صد امر پیامبر و خداوند بودند.

(علم غیب، بر دو گونه است. علم غیب قطعی؛ که محال است محقّق نشود؛ و علم غیبی که ممکن است، محقّق نشود؛ یعنی در آن، بداء رخ دهد)

نکته ی پایانی هم این که وقتی خداوند این رو به عنوان فضیلت در قرآن آورده جایی برای اعتراض نمیمونه.
چه امام نازنینی....از دست شیعه هاش  فرار  کرده رفته غیبت.«چون از شما بیمناک  بودم از نزدتان گریختم» غیبت نعمانی.ص118...
تا میگیم چرا نمیاد ؟میگید شرایط ظهور باید محقق بشه...شیعه هزارو دویست ساله یعنی نتونسته شرایط اومدن امامشو فراهم کنه. ؟ یه مقطعی حلی  علایم ظهور رو تطبیق داده بود  با حمله مغول و.... .اما خبری نشد....اما خدا کنه زودتر بیاد مارو از دست شما راحت کنه...
پاسخ:
بله امام نازنینی که اجداد و بزرگان شما اگر دستشون به او برسد، ایشان را هم مانند اجداد طاهرینش به شهادت می رسانند. حاکمان و ائمه ی شما بسیاریشون در قتل و طرد و نفی و منزوی کردن اهل البیت علیهم السلام نقش داشتند و مذهب شما به تصریح علمای خودتون بنا شده بر مخالفت با اهل بیت و کلمات و اقوال و افعال اهل البیت علیهم السلام.

نکته ی دیگه این که طبق قرآن حضرت موسی هم از ترس فرار کرد و طبق تاریخ صحیح اسلام، پیامبر (ص) هم از ترس جان به غار گریختند و به تصریح علمای شما مثل قرطبی مفسر، ترس بر جان سیره ی اولیاء الله هست.

علت اصلی ترس بر جان، نواصب و دشمنان اهل بیت و همچنین بسیاری از مسائلی است که در کتب شما در قالب تفکرات اسلامی !!! تئوریزه می شوند. (نتیجه و خروجی اون هم امثال داعش و بوکوحرام و النصرة و جیش الفتح و القاعده و و و ...)

اما در مورد زمینه سازی ظهور، یک بخش آمادگی شیعیان هست و بخش دیگه آمادگی شرایط جهانی. بحمدلله به اعتراف شما در کامنت های دیگه تون شیعیان ثابت کرده اند که در مقابل کفر و استکبار مقاومت می کنند (بر خلاف مذهب شما که ائمه و جنودش همواره با سران دیکتاتور هم پیمان هستند و خروج بر اون ها رو هم حرام میدونن !!!) و در این جا مساله ی مهم حفظ یکپارچگی و مقاومت شیعی هست تا زمانی که شرایط جهانی فراهم بشه که ان شاء الله اون روز نزدیک هست.
ابراهیم جان اینقدر از علمت مستفیضم نکن.قوم موسی هدایت نشده بودن یا پیامبر اول دعوتشون بود  باید هم میترسیدن...اما امام زمان شما سیصد چهارصد میلیون شیعه داره....خب شما جلوی جنود استکبار ایستادید فقط و فقط از جان یکنفر نمیتونید حفاظت کنید؟..
پاسخ:
اولا : چرا در مورد دروغی که بر محمد رشید رضا بستید عذرخواهی نمی کنید ؟!

ثانیا : شما چرا در مورد دفاع خداوند از کعبه پاسخ نمیدید ؟! یعنی خداوند نمیتونه دفاع کنه ؟! خداوند می ترسه از کعبه دفاع کنه ؟!

به علاوه این ارتباطی به پیرو و عدم پیرو نداره. آیا پیامبر می ترسید که به داخل غار فرار کرد یا خیر ؟
خب حالا عذرم بخوام باید از اون بخوام نه تو...بعدشم ابراهیم سوال رو با سوال جواب نمیدن...اما لطفا اینو بهم بگو که امام زمان رو فقط خودتون میتونید ببینید یا کسانی که قبولش ندارن هم میتونن ببینن؟بعدش عکس العملش درقبال کسی که قبولش نداره اما شمشیر هم نکشیده چیه؟
پاسخ:
نه خیر ! باید از بنده هم عذرخواهی کنید چون در مقام احتجاج علمی در مقابل بنده این دروغ رو نسبت دادید به محمد رشید رضا تا کلام بنده رو نقد (؟!) کنید !

به علاوه : امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف همچون جدشون پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم عمل میکنن و همون تعاملی که پیامبر با اقشار مختلف (کفار و مشرکین و اهل کتاب و منافقین و مسلمانان) داشتن رو خواهند داشت و این اعتقاد راسخ ماست.
اولا که من خودم رو دختر عایشه میدونم و هیچوقت  از دشمن  مادرم که تو هستی عذر نمیخوام.در مورد  این مبحث رشید رضا هم کامل تحقیق میکنم بعد جوابتو میدم.
بعدشم سوالم رو باسوال جواب دادی اخر....
پاسخ:
اولا : شما اگر خودتون رو دختر عائشة می دونید به ما پاسخ بدید که چرا این قدر در کتب شما به همسران پیامبر و به خصوص عائشة بنت ابی بکر توهین شده ؟! چرا اینقدر عائشة با کنار گذاشتن حیای زنانه بسیاری از مسائل خصوصی زندگی زناشویی خودش رو برای افراد غریبه و مردان نامحرم تعریف می کرد ؟ آیا یک زن با حیا این اخلاق و رفتار رو داره ؟! اگر دختر عائشة هستید آیا شما هم مانند مادرتون عائشة بنت ابی بکر حیا و اخلاقیات و عفاف رو کنار میذارید و در این مسائل بی پروا با سایرین صحبت می کند ؟! [جالب هست یک روایت صحیح از کتب شما از زبان عائشة گذاشتم و شما حالتون به هم خورد !!! وای به حال سایر روایات که همیشه عمای شما اون ها رو پنهان کرده اند و بهتون نشون نداده اند و یک عمر به شما و عوامتون دروغ تحویل داده اند !]

ثانیا : شما بخواهید و نخواهید در مقابل بنده برای به کرسی نشوندن حرفتون به محمد رشید رضا دروغ بستید و به همین دلیل عجز و ناتوانی شما ثابت شد در اون بحث و تا قیام قیامت هم تحقیق کنید، دروغ و تدلیس شما ثابت هست.

ثالثا : سوال رو با سوال جواب ندادم ! بلکه غیر علمی بودن و مضحک بودن سوالتون رو با سوال خودم از شما ثابت کردم !
اولا که از بچگی به ما گفتن چادر میراث مادرمان عایشه است نمیدونم این چیزا رو از کجا میاری؟خصوصا اون فتوای حال بهم زن
بعدشم ما جلسات روایت خوندن و بیان فضایل داریم اصلا چیزایی که نوشتی رو هیچوقت تو کتابامون ندیدم.
در ثانی شماها دم از عفت نزنید با اون صیغه میغه تون.عایشه هم اگر چیزی گفته صاحب فتوا بوده ودر مقام مادر امت مردم رو راهنمایی میکرده اشکالی داره؟
ثالثا در مورد رشیدرضا من مطلب رو درست نخونده بودم ودرک نکرده بودم اما تو هی بهم گفتی دروغ بستی...در حالیکه من نمیدونستم.حتما میتونی پیش امام زمانت که میگید پروندتون رو می بینه جواب بدی.
پاسخ:
سلام علیکم ورحمة الله

اولا : چادر میراث حضرت فاطمة سلام الله علیها هست و اتفاقا خانواده ی ابوبکر بسیار از حجاب و حیا و عفاف فراری بوده اند ! به عنوان نمونه در مورد اسماء بنت ابی بکر میتونید لینک زیر رو مطالعه کنید :

http://al-shia.blog.ir/post/308

همچنین عائشة و دختران خواهرش اهتمام و توجه خاصی به مساله ی رضاع کبیر (شیر دادن به مردان بزرگسال) داشتند و می تونید این رو در لینک های زیر مطالعه کنید :

http://al-shia.blog.ir/post/310

http://al-shia.blog.ir/post/244

http://al-shia.blog.ir/post/243

http://al-shia.blog.ir/post/242

http://al-shia.blog.ir/post/241

این مطالب (که فقط بخش کوچکی از موارد موجود در کتب شماست) رو با انصاف و بدون تعصب بخونید و خودتون قضاوت کنید که چنین فردی میتونه صاحب چادر و حجاب و عفاف و حیای یک زن مسلمان باشه یا خیر ؟!

ثانیا : اکثریت قاطع روایاتی که شما اون رو فضیلت میدونید طبق مبانی اهل سنت ضعیف السند هست و یا مشکلات اساسی در سند اون وجود داره. همچنین در متن این روایات هم مشکلات و معضلات اساسی وجود داره.

نکنه شما دوست دارید علمای شما این روایات و اخبار و اقوال که در ذم عائشة و ابوبکر و عمر و عثمان و معاویة و حفصه و سایرین هست رو براتون بخونن ؟! چه قدر ما بگیم علمای شما همونطوری که احبار یهود حقیقت رو کتمان و پنهان میکردن (که در قرآن اومده) حقایق رو از شما پنهان میکنن و بهتون نمیگن ؟! چرا از ذم شدید عائشة و حفصة در قرآن به وسیله ی الله سبحانه وتعالی گفته نمیشه در منبرها و مساجد شما ؟!

ثالثا : نکاح متعه دارای چارچوب و ضوابط شرعی هست و مشروعیتش از کتب شما هم ثابت میشه و اصل قرآنی هم داره و اولین بار عمر بن الخطاب بر خلاف سنت پیامبر اون رو حرام کرد و الا همون اسماء دختر ابوبکر به تصریح خودش در دوران پیامبر صیغه می شده و حدیث صحیح در این زمینه در کتب شما هست. همچنین از مطالب موجود در لینک زیر هم مطالعه کنید :

http://al-shia.blog.ir/category/%D8%A7%D9%87%D9%84-%D8%B3%D9%86%D8%AA/%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%AD-%D9%85%D8%AA%D8%B9%D9%87/

رابعا : عائشة با مردان نامحرم و غریبه بسیاری از این موارد رو مطرح می کرد و اسرار خصوصی زندگی زناشویی رو در صحیح ترین روایات و کتب شما نقل کرده ! خود عائشة ازش با سند صحیح نقل کردید که خون حیض رو با آب دهان پاک می کرد و خودتون بدتر از این رو هم نقل کردید و تصحیح کردید ! چرا این ها رو علمای شما مخفی میکنن و مثل علمای یهود عمل میکنن ؟! (بنده تا الان حیا کرده ام و بسیاری از موارد رو که در کتب شما موجود هست نگفته ام چون بسیاری از این ها رو توهین به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم میدونم)

این که عائشة در جایگاه همسر پیامبر اسرار زندگی خصوصی و زناشویی خودش رو برای مردان نامحرم و غریبه بگه و یا در مقابل نامحرم وضو بگیره و اون ها هم عائشة رو نگاه کنن و یا در مقابل نامحرم غسل کنه و بدنش رو ببینن این ها توهین نیست ؟ چرا علمای شما کتمان حقیقت میکنن ؟! از خواب غفلت بیدار بشید که در آخرت این بهانه ها و توجیه ها و ادعاهای بی دلیل رو نه از من و نه از شما و نه از هیچ کسی دیگه قبول نمیکنن و هرکس باید برای عقیده ی خودش بینه داشته باشه !

چرا دشمنان اهل بیت رو مدح می کنید و مظلومیت اهل بیت رو کتمان می کنید ؟ چرا از هجوم عمر به خانه ی وحی که در کتب شما ثابت هست نمی گید ؟ چرا از تهدید عمر به آتش زدن خانه ی حضرت زهراء بر اهلش و هجوم به اون نمی گید ؟ چرا هیچ وقت علمای شما این ها رو نمیگن و به دروغ ادعا میکنن همه ی این ها باطل هست ؟

خامسا : در مورد رشید رضا هم بنده اصرار نمیکنم که شما دروغ گفتید و بنا رو بر صدقتون میذارم چون اهل بیت به ما اینطور یاد داده اند و شما رو در این زمینه صادق میدونم ان شاء الله.
سلام
ببین ابراهیم امثال من رشته وتخصص مون اصلا ربطی به دین نداره.در این زمینه به علمامون اعتماد کردیم.مطالبی که گفتم چیزایی که همیشه از بچگی به ما آموزش دادن و تو خونمون رفته...فضایلی که برای صحابه نقل کردن یا ام المومنین عایشه مثل خودت با آدرس بیان کردند مثل این روایت که پیامبر به عایشه گفته تو نزد من محبوب ترین هستی...من وقتی آدرس رو می بینم و از اونورم به ما گفتن صحیح بخاری برادر قران هست خب قبول میکنم و از کجا بدونم فلان راوی این روایت ضعیفه و..؟؟
بعدشم وقتی از مولوی دوتا سوال بپرسی سر سومی بهت شک میکنن و میگن با رافضه ارتباط گرفتی؟اینا دروغای اوناست..خب من واقعا دوست ندارم از اون  اتفاقاتی که برای شحاته افتاد برای من بیفته. اگر کتاب بخواییم میخوان که از خودشون سوال بپرسیم.وقتیم می پرسیم میگیم عایشه چرا فلان کار رو کرد میگن قران گفته زنان پاکدامن از آن مردان پاکدامن هستن و تمام.در مورد جنگ جمل میگن اگر عایشه گناهکار بود علی رضی الله قصاصش میکرد اما با احترام برش گردوند.و....همه اینها جوری هست که امکان پرسیدن سوال بعد رو نمیدن تا همینجا باید قبول کنیم و تمام.
در مقابل روایات کتب شما رو بیان می کنند که چقدر در حق ائمه غلو شده یا مطالب دیگه مثل کنیز کتک زدن توسط برخی بزرگان شما یا سنگسار میمون زناکارو...یا اینکه چرا شیعه فکر میکنه با سبز بستن به بقاع متبرکه میتونه حاجت بگیره؟این از سنت مجوسی سبزه گره زدن مونده و...یا مباحث متعه و ده ها مطلب دیگه.
از این طرف المستقله اینجوری اومد فضاحت به بار آورد و نتونست عدم هجوم رو(تا این لحظه) اثبات کنه...وقتی همه اینها جمع بشه خودت بودی میتونستی تشخیص بدی چی به چیه؟
پاسخ:
اولا : اعتماد تقلید مبانه به علماء به خصوص در مباحث عقیده موجب هلاکت و نابودی و انحراف هست. یهود هم به همین دلیل بدبخت شدند چون فریب احبارشون رو خوردند.به خداوند قسم که علمای شما قرن هاست شما رو فریب داده اند و حقایق رو از شما پنهان کرده اند ! باز هم رجوع کنید به اون اقوالی که به عنوان نمونه از احمد بن حنبل گذاشتم که چه طور میگفت حقایق جمل و صفین و و و ... رو پنهان کنید تا کسی خبردار نشه ! به خداوند قسم صد ها سال هست علماء و بزرگان شما حقایق رو ازتون پنهان کرده اند و در آخرت برای شما دیگه بهونه ای نیست و موظف به تحقیق هستید.

ثانیا : شما هر فضیلتی که فکر میکنید برای خلفاء ثلاثة و یا عائشة و حفصة هست بیارید تا ببینیم معتبر هست یا نه ؟! از اون طرف بنده با سند های صحیح از کتب خودتون در ذم و رد ابوبکر و عمر و عثمان و عائشة و حفصة و معاویة و ... میارم. از قرآن کریم آیات صریح در ذم عائشة و حفصة میارم. از احادیث صحیحتون میارم که ام المومنین عائشة و ام المومنین حفصة بر پیامبر عامدانه دروغ بستند و به پیامبر ظلم کردند و ایشون رو آزار دادند و اذیت کردند.

ثالثا : الحمدلله که خود شما هم میگید به محض چند سوال از سر کنجکاوی و تحقیق مولوی ها و علمای شما میگن مگه رافضی شدی یا مگه با رافضة ارتباط گرفتی !!! به خدا قسم چنین افرادی دعوت گر به آتش جهنم هستند و همون خلق و خوی احبار و خاخام های یهود رو دارن ! والله خدعوکم ! به خدا قسم شما رو فریب داده اند. قرن هاست شما رو فریب داده اند از احمد بن حنبل و مالک بن انس و ابوحنیفه و شافعی شما رو فریب داده اند تا الان ...

رابعا : شما لازم نیست مثل شهید شحاته همه چیزی رو علنی و واضح بگید. در تقیه عمل کنید و مخفیانه تحقیق کنید.بحمدلله سایت های متعددی موجود هست و بنده هم اینجا در خدمتتون هستم و خیلی هم ضروری بود میتونم آیدی تلگرام رو هم بدم تا از اون طریق هم سوالاتتون رو بفرستید.

خامسا : در مورد عمل امیر المومنین هم باید خدمتتون عرض کنم که بله امیر المومنین به دلیل حفظ حرمت پیامبر عائشة رو با احترام برگردوندن و ما هم به این عمل امیر المومنین افتخار میکنیم. در مکتب ما کسی که اسیر شده به خصوص یک زن کشته نمیشه اما در نقطه ی مقابلش عائشة از اون زمان تا شهادت امیر المومنین حصر خانگی بودن و نمیتونستن فعالیت و یا فتنه گری بکنن. به همین دلیل بعد از شهادت امیر المومنین علیه السلام، زمانی که شهادت امام حسن علیه السلام رسید همین ام المومنین عائشة از دفن امام حسن صلوات الله علیه در کنار پیامبر جلوگیری کرد !!! به خدا قسم شما انصاف به خرج بدید و بگید یکی از دو سید شباب اهل جنت چه گناهی کرده بود که عائشة از دفن ایشون در کنار پدربزرگ بزرگوارش جلوگیری کرد ؟! به خدا قسم عمری شما رو فریب داده اند و شما رو به آتش دعوت کرده اند و این حقایق رو که در کتب خودتون هم هست بهتون نگفته اند.

سادسا : اما این که ادعا میکنن قرآن گفته زنان پاکدامن برای مردان پاکدامن ، اصلا و ابدا قرآن کریم چنین چیزی رو نگفته و آیه ی مورد نظر هم اصلا مربوط به ازدواج نیست ! خود مفسرین شما هم همین رو گفته اند. اگر اینطور می بود که خب تکلیف حضرات نوح و لوط چی میشه ؟! حضرت آسیه همینطور ...

سابعا : هر آن چیزی که مولوی های شما و همان کسانی که عمری شما رو فریب داده اند و به شما دروغ گفته اند ادعا میکنن غلو هست بیارن تا ببینیم همون یا بالاترش در کتب شما هست یا خیر ؟! ما منتظریم ...

ثامنا : سنگسار میمون زناکار در کتب شما (صحیح بخاری) هست و نه در کتب ما !

تاسعا : کتک زدن کنیز به وسیله ی بزرگان ما صحت نداره و بالعکس این بزرگان شما مانند عمر بن الخطاب هستن که دید بسیار منفی به زنان داشته اند و زنان را کتک می زده اند.

عاشرا : گره زدن و امثالهم اصل دین ما نیست و این ها مباحثی نیست که محل نزاع باشه.مهم این هست که ما از کتب مسلمین ثابت میکنیم حاجت گرفتن از صالحین رو و علمای شما هم همین طوری حاجت گرفته اند.

الحادی عشر : نکاح متعه رو بارها توضیح داده ایم و لازم بشه باز هم توضیح می دهیم. همین بس که اسماء بنت ابی بکر دختر خلیفه ی اول هم متعه می شده است.

الثانی عشر : در مورد مناظرات المستقله هم یازده قسمت نقد و بررسی و افشای تحریفاتش از شبکه ی ولایت پخش شد و ما هم در چند روز آینده کامل اون ها رو بارگذاری خواهیم کرد و ثابت شد که اتفاقا آیت الله قزوینی اون جا وهابی ها رو مفتضح کردن اما این شبکه های وهابی فارسی زبان بودن که تحریف کردن و سانسور !
راستی برنامه نقد المستقله رو هیچ جا نمیشه کامل پیدا کرد؟ آخه گفتن چند ساعته.هرچند همینم خیلی خوب بود.بعضی قسمت هاشو دوبار دیدم.خوب هم توضیح میدادن.اما دوست داشتم همه چندساعت رو ببینم
پاسخ:
وعلیکم السلام

برنامه ها در سایت موسسه ی حضرت ولی عصر - عجل الله تعالی فرجه الشریف - و آرشیو سایت شبکه ی جهانی ولایت قرار داده میشن.

همچنین ما هم اون ها رو در پست جداگانه ای به آدرس زیر قرار می دهیم و ان شاء الله متن پیاده شده از هر برنامه هم به اون اضافه خواهیم کرد.

از لینک زیر استفاده کنید :

http://al-shia.blog.ir/post/500

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Flag Counter