حقانیت شیعه و رد شبهات

نقد وهابیت و اهل سنت | نقد آیین زرتشتی و باستان گرایان | نقد مسیحیت | وبلاگ شخصی فرشید شرفی

حقانیت شیعه و رد شبهات

نقد وهابیت و اهل سنت | نقد آیین زرتشتی و باستان گرایان | نقد مسیحیت | وبلاگ شخصی فرشید شرفی

حقانیت شیعه و رد شبهات

فرشید شرفی

* به علت کمبود وقت از ترجمه ی متون درخواستی جدا معذوریم

* شبهات و سوالات علمی خود را در قسمت نظرات ارسال کنید تا در صف سوالات قرار گرفته و به آن پاسخ داده شود (به سؤالات تکراری به هیچ وجه پاسخ داده نمی شود)

* برای دسترسی آسان به موضوعات مورد نظرتان، از قسمت " طبقه بندی موضوعی " استفاده کنید

* در صورت خرابی و یا لود نشدن تصاویر و مطالب به ما اطلاع دهید

* نقل و درج مطالب موجود در وبلاگ به نام شخص یا مؤسسه ای خاص در هر تارنمای اینترنتی و غیر از آن شرعا حرام می باشد (نقل همراه با ذکر منبع یا بدون اشاره به شخص و مؤسسه ای خاص جایز می باشد)

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات

 

 

اعتقاد ابن ابی داود و ابو داود سجستانی و عوف بن ابی جمیله (از علماء و بزرگان اهل سنت) به تحریف قرآن


یکی از تهمت های ناروای مخالفین شیعه به پیروان اهل بیت، تحریف قرآن می باشد که علماء و محققین شیعه همواره پاسخ های متعددی به این شبهه داده و حتی در این زمینه کتاب های متعددی نیز نوشته اند.مخالفین این ادعای باطل را در شرایطی مطرح می کنند که برخی از علمای خودشان قائل به تحریف قرآن بوده اند ! در این مطلب اعتقاد سه تن از بزرگان و علمای مخالفین به تحریف قرآن را ملاحظه خواهید نمود.

ابن ابی داود سجستانی ( فرزند ابی داود سجستانی که هم پدر و هم پسر از علمای بزرگ اهل تسنن به شمار آیند) کتابی به نام " المصاحف " دارد که در آن به بحث هایی پیرامون مصاحف صحابه و قرآن و اتفاقات مرتبط با آن پرداخته است.او در این کتاب دو باب با عناوین " مَا کَتَبَ الْحَجَّاجُ بْنُ یُوسُفَ فِی الْمُصْحَفِ " (آن چه حجاج در مصحف نوشت) و " مَا غَیَّرَ الْحَجَّاجُ فِی مُصْحَفِ عُثْمَانَ " (آن چه حجاج در مصحف تغییر داد) ایجاد کرده است و در آن روایتی را نقل کرده مبنی بر این که حجاج بن یوسف برخی از عبارات قرآن را تغییر داده است ! نکته ی حائز اهمیت در این جا آن است که اولا این نحوه ی ایجاد باب آن هم در دو جای کتاب دلالت بر ثابت بودن چنین مطلبی در نزد خود این ابی داود داشته که یک روایت را در دو باب مجزا در کتابش نقل کرده و ثانیا آن که این روایت را برای رد کردن و نقد کردن نقل نکرده بلکه آن را بدون هیچ نقدی و ردی در کتاب خود آورده است ! (البته در این کتاب روایات دیگری نیز وجود دارند که اعتقاد ابن ابی داود به تحریف و تغییر مصحف عثمان را نشان می دهند و او هیچ کدام از این روایات را مورد نقد قرار نداده است و بالعکس باب های مخصوص به این روایات اختصاص داده است)

مطلب دیگری که این استدلال ما را تقویت می کند، حذف عنوان باب های " مَا کَتَبَ الْحَجَّاجُ بْنُ یُوسُفَ فِی الْمُصْحَفِ " و " مَا غَیَّرَ الْحَجَّاجُ فِی مُصْحَفِ عُثْمَانَ " از چاپ " دار البشائر الاسلامیة " همین کتاب به وسیله ی محقق وهابی محصل دانشگاه ام القری مکه مکرمه می باشد که همین تحریف و حذف این دو باب از فهرست و از متن کتاب، تهریج و مضطر شدن ایشان را نشان می دهد ! (تصویر در ادامه)

اکنون روایتی را که ابن ابی داود در این دو باب نقل کرده برای شما می آوریم و چند نکته را در مورد آن توضیح می دهیم :

قال أبو بکر کَانَ فِی کِتَابِ أَبِی: حَدَّثَنَا رَجُلٌ، فَسَأَلْتُ أَبِی: مَنْ هُوَ؟ فَقَالَ: حَدَّثَنَا عَبَّادُ بْنُ صُهَیْبٍ، عَنْ عَوْفِ بْنِ أَبِی جَمِیلَةَ، أَنَّ الْحَجَّاجَ بْنَ یُوسُفَ، غَیَّرَ فِی مُصْحَفِ عُثْمَانَ أَحَدَ عَشَرَ حَرْفًا قَالَ: کَانَتْ فِی الْبَقَرَةِ (لَمْ یَتَسَنَّ وَانْظُرْ) فَغَیَّرَهَا {لَمْ یَتَسَنَّهْ} [البقرة: 259] بِالْهَاءِ، وَکَانَتْ فِی الْمَائِدَةِ (شَرِیعَةً وَمِنْهَاجًا) فَغَیَّرَهُ {شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا} [المائدة: 48] ، وَکَانَتْ فِی یُونُسَ (هُوَ الَّذِی یَنْشُرُکُمْ) فَغَیَّرَهُ {یُسَیِّرُکُمْ} [یونس: 22] ، وَکَانَتْ فِی یُوسُفَ (أَنَا آتِیکُمُ بِتَأْوِیلِهِ) فَغَیَّرَهَا {أَنَا أُنَبِّئُکُمْ بِتَأْوِیلِهِ} [یوسف: 45] ، وَکَانَتْ فِی الْمُؤْمِنِینَ (سَیَقُولُونَ لِلَّهِ لِلَّهِ لِلَّهِ) ثَلَاثَتُهُنَّ، فَجَعَلَ الْآخَرَیْنِ (اللَّهُ اللَّهُ) ، وَکَانَ فِی الشُّعَرَاءِ فِی قِصَّةِ نُوحٍ (مِنَ الْمُخْرَجِینَ) ، وَفِی قِصَّةِ لُوطٍ (مِنَ الْمَرْجُومِینَ) ، فَغَیَّرَ قِصَّةَ نُوحٍ {مِنَ الْمَرْجُومِینَ} [الشعراء: 116] ، وَقِصَّةَ لُوطٍ {مِنَ الْمُخْرَجِینَ} [الشعراء: 167] ، وَکَانَتْ فِی الزُّخْرُفِ (نَحْنُ قَسَمْنَا بَیْنَهُمْ مَعَائِشَهُمْ) فَغَیَّرَهَا {مَعِیشَتَهُمْ} [الزخرف: 32] ، وَکَانَتْ فِی الَّذِینَ کَفَرُوا (مِنْ مَاءٍ غَیْرِ یَسِنٍ) فَغَیَّرَهَا {مِنْ مَاءٍ غَیْرِ آسِنٍ} [محمد: 15] ، وَکَانَتْ فِی الْحَدِیدِ (فَالَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَاتَّقَوْا لَهُمْ أَجْرٌ کَبِیرٌ) فَغَیَّرَهَا {مِنْکُمْ وَأَنْفَقُوا} [الحدید: 7] ، وَکَانَتْ فِی إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ (وَمَا هُوَ عَلَى الْغَیْبِ بِظَنِینٍ) فَغَیَّرَهَا {بِضَنِینٍ} {التکویر: 24}

المصاحف لابن ابی داود،ص272و273 ط الفاروق الحدیثة – مصر

المصاحف لابن ابی داود،ص117و118 ط المطبعة الرحمانیة
المصاحف لابن ابی داود،ص130 ط دار الکتب العلمیة
المصاحف لابن ابی داود،ج2،ص463و464 ط دار البشائر الاسلامیة
(البته همانطور که اشاره کردیم در این چاپ محقق وهابی عنوان باب یعنی " مَا غَیَّرَ الْحَجَّاجُ فِی مُصْحَفِ عُثْمَانَ " را حذف کرده تا مبادا کسی به ثابت بودن تحریف مصحف عثمن در نزد ابن ابی داود پی ببرد !)

ابن ابی داود می گوید در کتاب پدرم { ابوداود سجستانی – از علمای بزرگ اهل سنت - } بود شخصی برای ما نقل کرد.از پدرم پرسیدم او کیست ؟ پدرم گفت عباد بن صهیب از عوف بن ابی جمیله برای ما نقل کرد که حجاج بن یوسف یازده حرف را در مصحف عثمان تغییر داد.در سوره ی بقره بود " لَمْ یَتَسَنَّ وَانْظُرْ " و حجاج آن را به " لَمْ یَتَسَنَّهْ " تغییر داد. (بقره،259) در سوره ی مائده " شَرِیعَةً وَمِنْهَاجًا " بود و حجاج آن را به " شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا " تغییر داد. (مائده،48) در سوره ی یونس " هُوَ الَّذِی یَنْشُرُکُمْ " بود و حجاج آن را به " یُسَیِّرُکُمْ " تغییر داد. (یونس،22) در سوره ی یوسف " أَنَا آتِیکُمُ بِتَأْوِیلِهِ " بود و حجاج آن را به " أَنَا أُنَبِّئُکُمْ بِتَأْوِیلِهِ " تغییر داد. (یوسف،45) در سوره ی مؤمنین " سَیَقُولُونَ لِلَّهِ لِلَّهِ لِلَّهِ " بود و دیگران " اللَّهُ اللَّهُ " را قرار دادند.در سوره ی شعراء در قصه ی نوح " مِنَ الْمُخْرَجِینَ " و در قصه ی لوط " مِنَ الْمَرْجُومِینَ " بود و حجاج آن را در قصه ی نوح به " مِنَ الْمَرْجُومِینَ " و در قصه ی لوط به " مِنَ الْمُخْرَجِینَ " تغییر داد. (شعراء،116و167) در سوره ی زخرف " نَحْنُ قَسَمْنَا بَیْنَهُمْ مَعَائِشَهُمْ " بود و حجاج آن را به " مَعِیشَتَهُمْ " تغییر داد. (زخرف،32) در سوره ی محمد " مِنْ مَاءٍ غَیْرِ یَسِنٍ " بود که حجاج آن را به " مِنْ مَاءٍ غَیْرِ آسِنٍ " تغییر داد. (محمد،15) در سوره ی حدید " فَالَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَاتَّقَوْا لَهُمْ أَجْرٌ کَبِیرٌ " بود که حجاج آن را به " مِنْکُمْ وَأَنْفَقُوا " تغییر داد. (حدید،7) در سوره ی تکویر " وَمَا هُوَ عَلَى الْغَیْبِ بِظَنِینٍ " بود که حجاج آن را به " بِضَنِینٍ " تغییر داد. (تکویر،24)

ملاحظه می کنید که طبق این روایت، اعتقاد " ابن ابی داود سجستانی " (فرزند ابی داود سجستانی صاحب سنن ابی داود) و خود " ابو داود سجستانی " و " عوف بن ابی جمیله " (از بزرگان اهل سنت و راوی بخاری و مسلم) به اعتقاد و تغییر قرآن به وسیله ی حجاج بن یوسف ثابت می شود. (همانطور که اشاره کردیم، اعتقاد ابن ابی داود به تحریف قرآن طبق این روایت و شیوه ی او در نگارش این کاب و باب بندی کاما مشخص بوده و او هیچ ردی هم بر این روایات نزده و شیوه ی تالیف کتاب نشان دهنده ی مقبول بودن اصل تغییر در نزد اوست)

اشکال مخالفین بر روایت و رد بر آن :

مخالفین در مورد استدلال ما به این روایت اشکالی را مطرح کرده اند که بیشر نشان دهنده ی جهل آنان به مبانی رجالیشان ( و شاید هم غرض ورزی آنان) می باشد.آن ها می گویند " عباد بن صهیب " که در سند روایت وجود دارد، متروک است و برخی نیز او را کذاب و دروغگو دانسته اند پس استدلال به این روایت مورد قبول نیست.

اما پاسخ ما :

نگارنده ی این مطلب بهتر از وارد کنندگان این اشکال به ضعف و متروک بودن " عباد بن صهیب " در نزد اکثریت علمای مخالفین واقف بوده اما داستان وقتی جالب می شود که با بررسی در کتب رجالی در می یابیم این راوی در نزد " ابو داود سجستانی " صدوق است ! یعنی این روایت قطعا در نزد " ابو داود سجستانی " ( که این روایت را از عباد بن صهیب گرفته است) حجت بوده و به آن اعتقاد داشته است !

سألت أبا دَاوُد عَن عَبّاد بْن صُهَیب فَقَالَ: " کَانَ قدریاً صدوقًا ".

سؤالات أبی عبید الآجری أبا داود السجستانی فی الجرح والتعدیل،ص229 ط عمادة البحث العلمی

(البته با پیگیری بیشتر در کتب رجال در می یابیم که اصل ترک حدیث او به دلیل " قدری " بودن و عقیده ی فاسد اوست نه به دلیل ضعف در نقل و بسیاری از علمای مخالفین نیز به همین دلیل او را تضعیف کرده اند و حتی احمد بن حنبل او را از کذب مبرا دانسته ولی همین که در نزد ابو داود سجستانی صدوق باشد برای ما کافی است)

پس ملاحظه نمودید که این اشکال نیز مرتفع می شود و جایی برای رد عقیده ی ابو داود سجستانی و پسرش و عوف بن ابی جمیه به تحریف قرآن باقی نمی ماند و روایت از دید ابو داود سجستانی معتبر است و این ابی داود هم بر مبنای این روایت دو باب مجزا در کتابش باز کرده و آن را نقل کرده است و همه ی این ها دال بر ثابت بودن عقیده ی تغییر قرآن به وسیله ی حجاج در نزد ابن ابی داود سجستانی و ابو داود سجستانی و عوف بن ابی جمیله ( و البته عباد بن صهیب) می باشد ! نکته ی دیگر هم آن که هیچ شخصی از طبقه ی ابو داود یا پسرش یا پس از آن ها ردیه ای بر آن ها نزده است و این نشان می دهد که اصل فکر تغییر در مصحف عثمان در نزد حداقل بخشی از علمای مخالفین ثابت بوده است.

جایگاه ابو داود سجستانی در نزد اهل تسنن :

الإِمَامُ، شَیْخُ السُّنَّةِ، مُقَدَّمُ الحُفَّاظِ، أَبُو دَاوُدَ الأَزْدِیُّ، السِّجِسْتَانِیُّ، مُحَدِّثُ البَصْرَةِ.

سیر اعلام النبلاء،ج13،ص203 ط موسسة الرسالة

جایگاه ابن ابی داود در نزد اهل تسنن :

أَبُو بَکْرٍ عَبْدُ اللهِ بنُ سُلَیْمَانَ بنِ الأَشْعَثِ السِّجِسْتَانِیُّ : الإِمَامُ، العَلاَّمَةُ، الحَافِظُ، شَیْخُ بَغْدَادَ، أَبُو بَکْرٍ السِّجِسْتَانِیُّ، صَاحِبُ التَّصَانِیْفِ.

سیر اعلام النبلاء،ج13،ص221و222 ط موسسة الرسالة

جایگاه عوف بن ابی جمیله در نزد اهل تسنن :

عَوْفُ بنُ أَبِی جَمِیْلَةَ أَبُو سَهْلٍ الأَعْرَابِیُّ : الإِمَامُ، الحَافِظُ، أَبُو سَهْلٍ الأَعْرَابِیُّ، البَصْرِیُّ، وَلَمْ یَکُنْ أَعْرَابِیاً، بَلْ شُهِرَ بِهِ.


سیر اعلام النبلاء،ج6،ص383و384 ط موسسة الرسالة

همچنین این شخص راوی بخاری و مسلم می باشد.

آیا اکنون مخالفین شیعه " ابن ابی داود سجستانی " و " ابو داود سجستانی " و " عوف بن ابی جمیله " را به دلیل عقیده به تحریف و تغییر قرآن به وسیله ی حجاج تکفیر می کنند ؟

 

 

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۴/۰۳/۳۱
فرشید شرفی | Farshid Sharafi

نظرات  (۳)

سلام ، دوست عزیز مطلب خوبی بود.کسانی  به تحریف قران معتقدند حتما با قران سر وکار ندارند واصلا قران نخوندن تا ببینن که خداوند خودش فرموده که ((انا نحن نزلنا الذکر وانا نحن له لحافظون)) یعنی : همانا ما ذکر (قران) نازل کردیم وخودمان  ان را حفظ می کنیم .  چه قول وسخن ووعده ای بالاتر از وعده ی خداوند است؟والبته مورد نفرین امام زمان (ع) هم هستند.
 با ارزوی موفقیت شما.  94/3/31  ازطرف  h-ghaem-salam.blog.ir
پاسخ:
وعلیکم السلام

با تشکر از شما
۳۱ خرداد ۹۴ ، ۲۳:۰۳ محب اهل بیت علیهم السلام
سلام برادر تاعات و عباداتتون قبول باشه..
لطفا این روایت رو ترجمه کنید :

3199 - أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ دُحَیْمٍ الشَّیْبَانِیُّ، ثنا أَحْمَدُ بْنُ حَازِمٍ الْغِفَارِیُّ، ثنا أَبُو نُعَیْمٍ، وَقَبِیصَةُ، قَالَا: ثنا سُفْیَانُ، عَنْ عَطَاءِ بْنِ السَّائِبِ، عَنْ أَبِی عَبْدِ الرَّحْمَنِ، عَنْ عَلِیٍّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ، قَالَ: دَعَانَا رَجُلٌ مِنَ الْأَنْصَارِ قَبْلَ تَحْرِیمِ الْخَمْرِ، فَحَضَرَتْ صَلَاةُ الْمَغْرِبِ، فَتَقَدَّمَ رَجُلٌ " فَقَرَأَ قُلْ یَا أَیُّهَا الْکَافِرُونَ فَالْتَبَسَ عَلَیْهِ فَنَزَلَتْ {لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُکَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ} [النساء: 43] الْآیَةُ «هَذَا حَدِیثٌ صَحِیحُ الْإِسْنَادِ وَلَمْ یُخْرِجَاهُ» وَفِی هَذَا الْحَدِیثِ فَائِدَةٌ کَثِیرَةٌ وَهِیَ أَنَّ الْخَوَارِجَ تَنْسِبُ هَذَا السُّکْرَ، وَهَذِهِ الْقِرَاءَةَ إِلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ دُونَ غَیْرِهِ وَقَدْ بَرَّأَهُ اللَّهُ مِنْهَا فَإِنَّهُ رَاوِی هَذَا الْحَدِیثِ "

[التعلیق - من تلخیص الذهبی] 3199 – صحیح


پاسخ:
وعلیکم السلام و با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما

لینک زیر رو مطالعه کنید.پاسخ سوال شما به صورت کامل و مفصل موجود هست :

http://valiasr-aj.com/fa/page.php?id=2075&bank=question&startrec=1
۳۱ خرداد ۹۴ ، ۲۳:۱۱ محب اهل بیت علیهم السلام
184 - عن أبی الصباح عن أبی عبد الله علیه السلام قال: سألته عن النبیذ والخمر بمنزلة واحدة هما؟ قال: لا ان النبیذ لیس بمنزلة الخمر، ان الله حرم الخمر قلیلها وکثیرها کما حرم المیتة والدم ولحم الخنزیر، وحرم النبی صلى الله علیه وآله من الأشربة المسکر، وما حرم رسول الله صلى علیه وآله فقد حرمه الله قلت: أرأیت رسول الله صلى الله علیه وآله کیف کان یضرب فی الخمر؟ فقال: کان یضرب بالنعال ویزید کلما اتى بالشارب، ثم لم یزل الناس یزیدون حتى وقف على ثمانین، أشار بذلک علی علیه السلام على عمر.
http://lib.eshia.ir/12013/1/340

در این روایت منظور امام صادق ع نبیذ حلال هست؟؟؟؟
آیا نبیذ حلال هم هست؟؟
پاسخ:
با عرض سلام

اولا این روایت از تفسیر عیاشی هست و از نظر سندی هم مرسل هست و فاقد درجه ی استدلال

ثانیا : روایات متعدد در ذم شدید و تحریم " خمر " و " نبیذ " داریم و به طور کلی قاعده بر این هست که هر چیزی که " مسکر " باشه (مست کننده باشه) چه مقدار کم اون و چه مقدار زیادش حرام هست.

ثالثا : روایتی با سند معتبر من باب مثال :


 عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَى عَنْ کُلَیْبٍ الْأَسَدِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ النَّبِیذِ فَقَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص خَطَبَ النَّاسَ فَقَالَ فِی خُطْبَتِهِ أَیُّهَا النَّاسُ أَلَا إِنَّ کُلَّ مُسْکِرٍ حَرَامٌ أَلَا وَ مَا أَسْکَرَ کَثِیرُهُ فَقَلِیلُهُ حَرَامٌ.

(روایت از کتاب کافی هست)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Flag Counter