حقانیت شیعه و رد شبهات

حقانیت شیعه و رد شبهات

ابراهیم بن شیبة الایرانی

* به علت کمبود وقت از ترجمه ی متون درخواستی جدا معذوریم

* شبهات و سوالات علمی خود را در قسمت نظرات ارسال کنید تا در صف سوالات قرار گرفته و به آن پاسخ داده شود (به سؤالات تکراری به هیچ وجه پاسخ داده نمی شود)

* برای دسترسی آسان به موضوعات مورد نظرتان، از قسمت " طبقه بندی موضوعی " استفاده کنید

* در صورت خرابی و یا لود نشدن تصاویر به ما اطلاع دهید

* نقل و درج مطالب موجود در وبلاگ به نام شخص یا مؤسسه ای خاص در هر تارنمای اینترنتی و غیر از آن شرعا حرام می باشد (نقل همراه با ذکر منبع یا بدون اشاره به شخص و مؤسسه ای خاص جایز می باشد)

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

حافظ ابراهیم (شاعر نیل) و اشعاری در موضوع تهدید عمر به هجوم و آتش زدن خانه ی حضرت زهراء (س)

تهدید عمر بن الخطاب به هجوم به خانه ی وحی و به آتش کشیدن آن بر اهلش، امری است مسلم و قطعی که در روایات و اخبار معتبره ی مخالفین شیعه نیز وارد شده است. حتی بر اساس آن اخبار و روایات ثابت می شود که این تهدید عملی شده و به وقوع نیز پیوسته است.


مساله ی تهدید به قدری واضح و آشکار بوده است که حتی در شعر یکی از شعرای بزرگ و معتبر اهل سنت یعنی «حافظ ابراهیم» معروف به «شاعر نیل» نیز وارد شده است و عجیب آن که وی این حقیقت تاریخی را به عنوان فضیلتی برای «عمر بن الخطاب» برشمرده است !


قبل از نقل شعر و ترجمه ی آن لازم است به چند نکته ی اساسی اشاره شود :

الف) مساله ی تهدید آن قدر روشن و مسلم است که حتی به شعر شاعران نیز وارد شده است !

ب) شاعر این شعر یعنی «حافظ ابراهیم» کسی است که مورد قبول کبار علمای اهل سنت به ویژه ی علمای اهل سنت مصر بوده است و بسیار او را مدح و تشویق کرده اند و هم شخصیت وی و هم شعر وی را تحسین و تایید کرده اند !

ج) کتاب دیوان شعر وی مسمی به «دیوان حافظ ابراهیم» به قدری جایگاه و ارزش خاصی در بین علمای اهل سنت و به ویژه علمای اهل سنت مصر داشته است که سه تن از بزرگان اهل سنت مصر یعنی «أحمد أمین» و «أحمد الزین» و «إبراهیم الأبیاری» آن را تحقیق کرده اند و شرح داده اند !

د) در این جا فقط به یک بخش از مدح ها و تاییدات علمای اهل سنت نسبت به «شاعر نیل» می پردازیم.برای اطلاعات بیشتر می توانید به مقدمه ی محققین بر کتاب «دیوان حافظ إبراهیم» مراجعه کنید :

کان حافظ قد بلغ من ذیوع الصیت والشهرة فی الأوساط الوطنیة التی بدأت تتحرک، مبلغا کبیرا، فقد شد شعره الوطنی وسیرته کضابط حر جریء جسور، کل الأنظار والأسماع ، وکان یتردد على مجالس الزعماء الأحرار فی ذلک الوقت، وعلى رأسهم الأستاذ الإمام الشیخ محمد عبده ومصطفى کامل باشا وسعد باشا زغلول ومحمود باشا سلیمان وآل أباظة وآل عبد الرازق وغیرهم، فأحبوه جمیعا وقربوه إلیهم ، وقد وجدوا فیه ذخیرة وطنیة تستحق المراعاة ،کما وجدوا فی شعره سلاحا من أمضى الأسلحة التی یجب استخدامها فی الهاب الشعور الوطنی فی البلاد وتحریک مشاعر الجماهیر تمهیدا للقیام بالحرکة الوطنیة.

دیوان حافظ ابراهیم (مقدمة) ،ص25 ط الهیئة المصریة

حافظ ابراهیم به درجه ای عالی و والا از آوازه و شهرت در بین مردم سرزمینی که در آن فعالیت می کرد دست یافته بود و شعر وطنی وی و سیرتش همچون یک فرمانده ی نظامی آزاده و پر جرات و جسور چشم و گوش مردم را پر کرده بود و او در آن زمان در مجالس علمای آزاده و در راس آنان امام شیخ محمد عبده و مصطفی کامل پاشا و سعد پاشا زغلول و محمود پاشا سلیمان و آل اباظة و آل عبد الرازق و غیر آنان رفت و آمد می کرد و همه ی آنان حافظ ابراهیم را دوست می داشتند و او را به خود نزدیک کردند و او را یک ذخیره ی ملی دیدند که شایستگی مراعات را دارد همانطور که شعر وی را یکی از قوی ترین سلاح ها دیدند که لازم است آن را برای برانگیختن احساس ملی در مصر و تحریک احساسات مردم برای قیام و جنبش ملی به کار گیرند.

اکنون که جایگاه «حافظ ابراهیم» و شعر او در نزد بزرگان اهل سنت ثابت شد، شعر وی را با یکدیگر می خوانیم :

(عمر وعلی)


وقولة (لعلی) قالها (عمر) * أکرم بسامعها أعظم بملقیها!


حرقت دارک لا أبقی علیک بها * إن لم تبایع وبنت المصطفى فیها


ما کان غیر (أبی حفص) یفوه بها * أمام فارس (عدنان) وحامیها

دیوان حافظ إبراهیم،ص82 ط الهیئة المصریة

(عمر و علی)


و کلامی که از سوی عمر خطاب به علی صادر شد * چه شنونده ی بزرگواری و چه گوینده ی بزرگواری


(عُمَر) به (علی) گفت : اگر بیعت نکنی خانه ات را به آتش می کشم و کسی را در آن باقی نمی گذارم * حتی اگر دختر پیامبر در آن باشد


به غیر از (عُمَر) کسی دیگر نمی توانست چنین کلامی را * خطاب به شهسوار عرب و مدافع آن بگوید

جالب آن که محققین و شارحین این دیوان که همگی از بزرگان اهل سنت معاصر مصر هستند در شرح بیت اول می نویسند :

(3) یشیر بهذه الأبیات إلى امتناع علی عن البیعة لأبی بکر یوم السقیفة ، وتهدید عمر إیاه بتحریق بیته اذا استمر علی إمتناعه وکان فیه زوجة علی فاطمة بنت الرسول صلى الله علیه وسلم.

دیوان حافظ إبراهیم،ص82 ط الهیئة المصریة

(3) منظور شاعر از این ابیات ، خودداری علی از بیعت با ابوبکر در روز سقیفه و تهدید عمر به آتش زدن خانه ی علی است در صورتی که او خودداری اش از بیعت را ادامه دهد و در آن خانه فاطمه دختر پیامبر ،همسر علی، بود.

این شعر اولین بار در جلسه ای که در وزارت معارف مصر برگزار شده خوانده شده است.

[دیوان حافظ إبراهیم،ص77 ط الهیئة المصریة]

جالب آن که این شعر که به «قصیده ی عمریه» نیز مشهور شده است، تا به امروز مورد توجه مخالفین شیعه است و آن را از زیباترین اشعار عربی می دانند و بسیار آن را مدح می کنند !


به عنوان نمونه در سایت وهابی – سلفی «صید الفوائد» این شعر را تحت عنوان «القصیدة العمریة من روائع الشعر العربی» (قصیده ی عمریه، از بهترین اشعار عربی) آورده اند که می توانید در لینک زیر مشاهده کنید :

http://www.saaid.net/wahat/q124.htm

و همچنین این شعر به وسیله ی بسیاری از وهابیون و مخالفین شیعه بازخوانی شده و فایل صوتی آن را در سایت های خود قرار داده اند !

http://ar.islamway.net/lesson/104848

[دقیقه ی 6 و ثانیه ی 22]

به راستی کسی که چنین کلامی و چنین مسائلی را به منزله ی شجاعت و فضیلت برای «عمر بن الخطاب» می داند، می تواند ادعای محبت و دوستی اهل بیت را مطرح کرده و خود را محب اهل بیت بداند ؟!

نظرات  (۱)

ابراهیم هرچی میخونم نمی فهمم بیعت یک نفر ولو صوری باشه چرا اینقدر باید مهم باشه که بخاطرش این اتفاقات افتاد؟
حمله به یه بانوی جوان که بار شیشه هم داشته باشه وحشیانه است دختر پیغمبر باشه دیگه بدتر...اما اینو نفهمیدم بیعت زورکی حضرت علی رضی الله چه سودی داشت؟بیعت نمیکرد چه خطری برای ابوبکر داشت؟
پاسخ:
مساله ی واضحی هست. به این دلیل که :

اولا : امیر المومنین از سوی پیامبر به عنوان خلیفه ی اول و بلافصل تعیین شده بودند (در مواضع متعدد و در زمان های مختلف) و ابوبکر و عمر و اتباعشون میخواستن امیر المومنین رو که خلیفه ی برحق وبلافصل پیامبر هست مجبور به اطاعت کنن تا مبادا ایشون با بیان کلام پیامبر باعث تحریک صحابه و مردم بشن تا علیه ابوبکر و عمر شورش کنن.

ثانیا : امیر المومنین از تاثیر گذارترین و مطرح ترین صحابه بودند و عدم اطاعت ایشون از ابوبکر یک نقص و خلل بزرگی در مشروعیت حکومت ابوبکر ایجاد می کرد و باعث تزلزل پایهی های این حکومت می شد.

ثالثا : این فقط امیر المومنین نبودند که عدم مشروعیت خلافت ابوبکر و عمر رو فریاد میزدند و اعلام می کردند و نارضایتی خودشون رو اعلام می کردند بلکه حضرت فاطمه سلام الله علیها هم به عنوان دختر پیامبر و شخصیت اول اسلام پس از پیامبر (از دید بسیاری از افراد) نارضایتی خودشون رو از ابوبکر و عمر علنا اعلام میکردند و بیعت نکردند و بالعکس علیه ابوبکر و عمر فعالیت می کردند و خانه ی خودشون رو پناهگاه و مشورت گاه مخالفین قرار دادند و افراد مخالف حکومت نامشروع ابوبکر و عمر در خانه ی دختر پیامبر تحصن می کردند و در راس اون ها امیر المومنین بودند. تمام این موارد در کتب شما هم در روایات قوی و معتبر نقل شده است.

بله ما هم میگیم نه تنها حمله بلکه صرف تهدید خانه ی دختر پیامبر به آتش زدن با افرادی که داخل اون هستن (کاری که داعش امروز داره انجام میده) عملی هست وحشیانه اما طبق تاریخ ثابت هست که عمر به دستور ابوبکر به حضرت فاطمه سلام الله علیها گفت اگر بیعت نکنید من خانه رو با اهلش به آتیش می کشم ! ابوبکر هم آخر عمرش از این هجوم و آتیش کشیدن پشیمون بود اما چه سود ... چرا این همه دختر پیامبر رو و پاره ی تن پیامبر رو اذیت کردن ؟! چرا به وصایای پیامبر عمل نکردن ؟! آیا کسی که ذره ای انسانیت و شعور و اخلاق در وجودش باشه میره پشت در خونه ی دختر پیامبر و اون ها رو تهدید به هجوم و آتیش زدن میکنه ؟! اصلا واقع شدن هجوم و آتیش زدن بیت - که ثابت هست - رو بذاریم کنار.همین خود تهدید به هجوم و آتیش زدن رو کسی که ذره ای انسانیت و شعور و اخلاق داشته باشه انجام میده ؟!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Flag Counter