حقانیت شیعه و رد شبهات

حقانیت شیعه و رد شبهات

ابراهیم بن شیبة الایرانی

* به علت کمبود وقت از ترجمه ی متون درخواستی جدا معذوریم

* شبهات و سوالات علمی خود را در قسمت نظرات ارسال کنید تا در صف سوالات قرار گرفته و به آن پاسخ داده شود (به سؤالات تکراری به هیچ وجه پاسخ داده نمی شود)

* برای دسترسی آسان به موضوعات مورد نظرتان، از قسمت " طبقه بندی موضوعی " استفاده کنید

* در صورت خرابی و یا لود نشدن تصاویر به ما اطلاع دهید

* نقل و درج مطالب موجود در وبلاگ به نام شخص یا مؤسسه ای خاص در هر تارنمای اینترنتی و غیر از آن شرعا حرام می باشد (نقل همراه با ذکر منبع یا بدون اشاره به شخص و مؤسسه ای خاص جایز می باشد)

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

اعترافات تلخ ابن تیمیة در مورد طعونات سه تن از ائمه ی مذاهب اهل سنت ! (از طعن مالکی ها و حنفی ها در نسب شافعی تا تحقیر شدن مالک !)

بر خلاف ادعای تکراری و همیشگی مخالفین شیعه مبنی بر متحد بودن و همدل بودن علمای مذاهب مختلفشان، حقیقت امر آن است که دشمنی ها و کینه های شدیدی بین رئوس و اتباع مذاهب اربعه ی اهل سنت وجود داشته و دارد و این دشمنی ها حتی در سال های اخیر بین خود سلفی ها و اهل الحدیث نیز شدت گرفته است.
ابن تیمیة در این زمینه مطالبی عجیب و بسیار قابل تامل را مطرح می کند.وی می نویسد :

فطائفة لا تعد خلاف الشافعی خلافاً؛ کالقاضی إسماعیل بن إسحاق وغیره، وطائفة لا تعد خلاف أبی حنیفة خلافا؛ کأکثر أهل الحدیث، وطائفة تقول کان ینبغی لمالک أن یسکت ؛ کما قال محمد بن الحسن وغیره، إلى أمور أخرى یطول وصفها.

الرد على السبکی فی مسألة تعلیق الطلاق، ص627 ط دار عالم الفوائد

گروهی از علماء اصلا مخالفت شافعی را مخالفت به حساب نمی آورند مانند قاضی اسماعیل بن اسحاق و غیر از او و گروهی مخالفت ابو حنیفه را اصلا مخالفت به حساب نمی آورند مانند اکثر اهل الحدیث و گروهی می گویند برای مالک بهتر بود که ساکت بماند همانطور که محمد بن الحسن و غیر از او چنین گفته اند و امور دیگری که ذکر کردنش به طول می انجامد.

فکثیر من الحنفیة والمالکیة طعنوا فی الشافعی فی نسبه وعلمه وعدالته، وقالوا : لا یعتد به فی الإجماع، وذکروا لذلک شبهاً.


ومنهم من هو عظیمٌ عند المسلمین مثل القاضی إسماعیل بن إسحاق کان یقول : لا یُعتد بخلاف الشافعی.
وأکثر أهل الحدیث طعنوا فی أبی حنیفة وأصحابه طعنا مشهوراً امتلأت به الکتب، وبلغ الأمر بهم إلى أنهم لم یرووا عنهم فی کتب الحدیث شیئا، فلا ذِکْرَ لهم فی الصحیحین والسنن.


وطعنَ کثیرٌ من أهل العراق فی مالک وقالوا : کان ینبغی له أنْ یسکت فلا یتکلم.

الرد على السبکی فی مسألة تعلیق الطلاق،ص 836و837 ط دارعالم الفوائد

بسیاری از حنفی ها و مالکی ها در نَسَب شافعی و علم و عدالتش طعن وارد کرده اند و گفته اند : در اجماع ، قول شافعی اهمیتی ندارد و در این مورد شبهاتی را مطرح کرده اند.


و اکثر اهل حدیث در ابو حنیفه و اصحابش طعن بسیار مشهوری وارد کرده اند که کتب از آن پر شده است و کار آن ها به جایی رسیده است که در کتب حدیث هیچ چیز از ابو حنیفه نقل نکرده اند و به همین دلیل در صحیحین و کتب سنن نامی از ابو حنیفه و اصحابش نیست.


و بسیاری از اهل عراق در مالک طعن وارد کرده اند و گفته اند : بهتر بود که او ساکت بماند و حرف نزند.

بر مبنای این نصوص که ابن تیمیة آن را با صراحت تمام نقل می کند، دشمنی شدید بین مذاهب اهل سنت بیش از پیش آشکار می شود.

الف) گروهی از علمای اهل سنت (مانند قاضی اسماعیل بن اسحاق) اصلا مخالفت شافعی را در آراء و فتاوی به حساب نمی آورده اند !

ب) گروهی از علمای اهل سنت (مانند اکثر اهل حدیث) اصلا مخالفت ابو حنیفه را در آراء و فتاوی به حساب نمی آورده اند ! همچنین کتب اهل الحدیث پر است از طعونات آنان نسبت به ابو حنیفه و اصحابش و به همین دلیل از آنان حدیث در صحیحین و کتب سنن نقل نشده است !

ج) گروهی از علمای اهل سنت (مانند بسیاری از اهل عراق) گفته اند بهتر بود مالک بن انس (امام مالکی مذهب ها) سکوت کند و سخن نگوید !

د) بسیاری از حنفی ها و مالکی ها، در نَسَب شافعی (امام شافعی مذهب ها) طعن وارد ساخته اند !

جالب است بدانید که این نوع از طعن در نسب طبق روایات معتبر مخالفین شیعه ، کفر (کفر اصغر) به حساب می آید و موجب نقص در دین و توحید است و از گناهان کبیره است !

3850 - حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ، حَدَّثَنَا سُفْیَانُ، عَنْ عُبَیْدِ اللَّهِ، سَمِعَ ابْنَ عَبَّاسٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمَا، قَالَ: «خِلاَلٌ مِنْ خِلاَلِ الجَاهِلِیَّةِ الطَّعْنُ فِی الأَنْسَابِ وَالنِّیَاحَةُ» وَنَسِیَ الثَّالِثَةَ، قَالَ سُفْیَانُ وَیَقُولُونَ إِنَّهَا الِاسْتِسْقَاءُ بِالأَنْوَاءِ.

صحیح البخاری،ج5،ص44 ط دار طوق النجاة

29 - (934) حَدَّثَنَا أَبُو بَکْرِ بْنُ أَبِی شَیْبَةَ، حَدَّثَنَا عَفَّانُ، حَدَّثَنَا أَبَانُ بْنُ یَزِیدَ، ح وحَدَّثَنِی إِسْحَاقُ بْنُ مَنْصُورٍ - وَاللَّفْظُ لَهُ - أَخْبَرَنَا حَبَّانُ بْنُ هِلَالٍ، حَدَّثَنَا أَبَانُ، حَدَّثَنَا یَحْیَى، أَنَّ زَیْدًا، حَدَّثَهُ أَنَّ أَبَا سَلَّامٍ، حَدَّثَهُ أَنَّ أَبَا مَالِکٍ الْأَشْعَرِیَّ، حَدَّثَهُ أَنَّ النَّبِیَّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: " أَرْبَعٌ فِی أُمَّتِی مِنْ أَمْرِ الْجَاهِلِیَّةِ، لَا یَتْرُکُونَهُنَّ: الْفَخْرُ فِی الْأَحْسَابِ، وَالطَّعْنُ فِی الْأَنْسَابِ، وَالْاسْتِسْقَاءُ بِالنُّجُومِ، وَالنِّیَاحَةُ " وَقَالَ: «النَّائِحَةُ إِذَا لَمْ تَتُبْ قَبْلَ مَوْتِهَا، تُقَامُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَعَلَیْهَا سِرْبَالٌ مِنْ قَطِرَانٍ، وَدِرْعٌ مِنْ جَرَبٍ».

صحیح مسلم،ج2،ص644 ط دار إحیاء التراث العربی

أما الطعن فی النسب فهو من شأن الجاهلیة، وهو أیضاً یقدح فی دین الإنسان، إذا فعله فإنه معصیة یقدح فی دینه؛ لأن الواجب على العبد المؤمن أن یزن الإنسان بعمله، وإنما یوزن الناس بأعمالهم ولیس بأنسابهم.
والإنسان لیس له دخل فی والده ولا أمه من ناحیة الجزاء والعقاب، فلا تزر وازرة وزر أخرى: {وَأَنْ لَیْسَ لِلإِنسَانِ إِلاَّ مَا سَعَى} [النجم:39]، ولا یؤخذ الإنسان بجریرة غیره فی حکم الإسلام، فکونه یطعن فی نسبه هذا قادح فی دینه، وهو معصیة یقدح فی توحیده.

http://audio.islamweb.net/audio/Fulltxt.php?audioid=139987

قَالَ الله تَعَالَى: {والَّذِینَ یُؤْذُونَ المُؤْمِنِینَ والمُؤْمِنَاتِ بِغَیْرِ مَا اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتاناً وإثْماً مُبِیناً} [الأحزاب (58) ] . قال الشارح: ولا شبهة فی أنَّ الطعن فی النسب من أعظم أنواع الأذى، فالآیة تشمله شمولاً بیِّنًا.

تطریز ریاض الصالحین،ص885 ط دار العاصمة

(والطعن فی الأنساب) أی إدخال العیب فی أنساب الناس، وذلک یستلزم تحقیر الرجل آباء غیره، وتفضیل آبائه على آباء غیره، وهو ممنوع.

مرعاة المفاتیح شرح مشکاة المصابیح،ج5،ص465 ط إدارة البحوث العلمیة والدعوة والإفتاء - الجامعة السلفیة - بنارس الهند

وقوله: " اثنتان فى الناس هما کفرٌ: الطعن فى الأنساب، والنیاحة على المیت ": أى من أعمال أهل الکفر وعادتهم وأخلاق الجاهلیة، وهما خصلتان مذمومتان محرمتان فى الشرع .....

شَرْحُ صَحِیح مُسْلِمِ لِلقَاضِى عِیَاض المُسَمَّى إِکمَالُ المُعْلِمِ بفَوَائِدِ مُسْلِم،ج1،ص326 ط دار الوفاء

قوله: "والطعن فی الأنساب"؛ (الطعن): العیب؛ یعنی: تحقیر الرجل آباءَ غیره وتفضیلُ آبائه على آباء غیره لیؤذیه، لا یجوز .....

المفاتیح فی شرح المصابیح،ج2،ص459 ط دار النوادر

قوله: "والطعن فی الأنساب". أی: الوقوع فیها بالذم والعیب أو یقدح فی نسب أحد من الناس فیقول: لیس هو من ذریة فلان أو یعیره بما فی آبائه من المطاعن .....

تیسیر العزیز الحمید فی شرح کتاب التوحید الذى هو حق الله على العبید،ص390 ط المکتب الاسلامی

رابعاً: فیه دلیل على تحریم المسائل الأربع المذکورة: "الفخر بالأحساب، والطعن فی الأنساب، والاستسقاء بالنجوم، والنیاحة"، وأن هذه الأمور من کبائر الذنوب.

إعانة المستفید بشرح کتاب التوحید،ج2،ص29 ط مؤسسة الرسالة

هـــ) بسیاری از حنفی ها و مالکی ها، شافعی را خارج از عدالت و فردی غیر عالم دانسته اند !

آیا با وجود چنین اختلافات شدید و عجیب و غریبی که حتی کار به انکار و طعن در نسب نیز کشیده شده است !!! مخالفین شیعه می توانند ادعا کنند که مذاهبشان متحد و یکپارچه بوده و در بین آنان محبت و اتحاد برقرار است یا این مطلب نیز افسانه ای بیش نیست ؟!

نظرات  (۲)

خدا قوت
سلام علیکم لینک این کتاب رو دارید ؟؟
"سیف الجبار المسلول على أعداء الأبرار"
پاسخ:
وعلیکم السلام

متاسفانه بنده این کتاب رو در نت برای دانلود پیدا نکردم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Flag Counter